گزارشي از عفونتهاي تأييد شده در بيماران لوسمي حاد

 

محمد علي مشهدي و زهرا سپهري

بخش هماتولوژي- انكولوژي بيمارستان علي ابن ابيطالب زاهدان

مقدمه و اهداف: از مهمترين عواقب نوتروپني طولاني مدت, عفونت مي باشد. شيوع عفونتهاي قارچي نيز در بيماران دچار بدخيمي هماتولوژيك در حال افزايش است؛ نه تنها به دليل بيماري زمينه اي آنان بلكه از عواقب شيمي درماني در اين بيماران نيز مي باشد. هدف از اين مقاله بررسي شيوع عفونت هاي باكتريايي, قارچي و ويروسي در بيماران لوسمي حاد مي باشد.

مواد وروشها: جمعاً 30 بيمار لوسمي حاد بصورت آينده نگر از نظر بروز عفونت در بخش هماتولوژي- انكولوژي زاهدان مورد ارزيابي قرار گرفتند. در طول مدت بستري, بيماران از نظر بروز تب و علائم و نشانه هاي سينوسي ريوي معاينه مي شدند. معاينه فيزيكي روزانه انجام مي شد. راديوگرافي اوليه از قفسه سينه و سينوسها در زمان بستري انجام شد و در صورت نيازيك يا دو بار در هفته تكرار گرديد. همه بيماران تحت رژيم ضد قارچ بصورت قرص واژينال كلوتريمازول (مكيدني) قرار گرفتند. در صورت نياز , درمان ضد باكتري وسيع الطيف بعد از انجام همه كشت ها شروع مي شد.

نتايج: 77 درصد بيماران در طول مدت بستري در بيمارستان تبدار بودند. يك مورد مشكوك به عفونت قارچي وجود داشت؛ مرد جواني با زخمهاي حفره بيني كه البته بررسيهاي بيشتر هيچ عفونت قارچي را نشان نداد. يكي از بيماران عفونت ويروس هرپس سيمپلكس و يك مورد نيز كشت خون مثبت براي استافيلوكوك طلايي كوآگولاز منفي داشت . در ديگر موارد عفونت تاييد شده اي گزارش نشد. بيشترين رژيم ضد باكتريايي تركيب سفتازيديم- آميكاسين بود. در دو مورد آمفوتريسين B به رژيم ذكر شده اضافه گرديد. در هر صورت هيچ كدام از بيماران ما تب كنترل نشده نداشتند.

نتيجه گيري:  عليرغم وجود چندين ريسك فاكتور براي عفونت به ويژه عفونت قارچي در بيماران ما شيوع پايين عفونتهاي باكتريايي يا ويروس و عدم وجود عفونت قارچي در آنها ممكن است ناشي از فاكتورهاي ژنتيكي خاص, فاكتورهاي محيطي يا تماسي قبلي آنها باشد كه جهت تعيين آن به مطالعات بيشتري نياز است.