بررسي اثر مهاركننده هاي ACE در بهبود عملكرد قلب در بيماران مبتلا به بتاتالاسمي ماژور مراجعه كننده به بيمارستان حضرت علي اصغر (ع) زاهدان در سال 1381تا 1382
مركز بيماريهاي خاص علي اصغر- دانشگاه علوم پزشكي زاهدان
چكيده:
مقدمه و هدف: بتا تالاسمي ماژور يك كم خوني هموليتيك شديد و كشنده است كه با اختلالات رشد, اختلال عملكرد ارگانهاي مختلف بدن و افزايش بارآهن مشخص مي شود. درگيري قلب يكي از عمده ترين علل معلوليت و مرگ ومير در اين بيماران است. در پژوهش حاضر درمان با كاپتوپريل به منظور دست يابي به بهبود عملكرد قلب در كودكان تالاسميك با درگيري قلب انجام گرفت.
روش كار: اين مطالعه trial Clinical برروي 60 بيمار مبتلا به تالاسمي ماژور كه از ميان 110 بيمار بالاي 10 سال با محدوده سني 21-10 سال كه به روش نمونه گيري آسان انتخاب شدند انجام گرفت. بيماران به دو گروه مساوي تقسيم شدند و جهت هرگروه قبل وپس از دريافت كاپتوپريل ياپلاسبواكوكارديوگرافي 2D و داپلر انجام گرفت و سپس اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار آماري SPSS و باآزمونهاي correlation coeficient , t-test مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: پس از مصرف كاپتوپريل در مقايسه با قبل از مصرف دارو افزايش ميانگين كسر جهشي از 7/7 ±35/54 به 7/8±74/58(P<0.05) و افزايش ميانگين Fractional Shortnig از 5±12/28 به 6±03/31 (P<0.05) و كاهش E/A دريچه ميترال از 37/0±88/1 به 41/0± 69/1 (P<0.05) و كاهش E/A در تريكوسپيد از 42/0 ±45/1 به 27/0± 28/1 (P<0.05) و كاهشPEP/ET در پولمونر از 04/0± 35/0 به 03/0 ± 27/0 (P<0.05) و كاهشPEP/ETدر آئورت از 05/0± 38/0 به 08/0 ±32/0 (P<0.05) و افزايش Deceleration Time ميترال از 23± 122 به 32± 142 (P<0.05) و افزايش Deceleration Time تريكوسپيد از 24± 122 به 35± 151 (P>0.05) و كاهش LVESD از 5/0±0 4/3 به 4/0 ± 1/3(P<0.05) مشاهده شد.
در گروه كنترل پس از مصرف پلاسبو در مقايسه با قبل از آن كاهش (EF) از 7/5 ± 73/58 به 8 ± 64/54 (P<0.05) و كاهش (FS) از 4± 63/31 به 6± 6/28 (P<0.05) و افزايش PEP/ETپولمونر از 04/0 ± 31/0 به 05/0 ± 34/0 (P<0.05) و كاهش Deceleration Time دريچه ميترال از 19 ± 140به 18± 92 و در تريكوسپيد از 34± 142 به 18± 115 (P<0.05) مشاهده شد.
نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد كه مصرف كاپتوپريل در بهبود عملكرد قلب در مبتلايان به تالاسمي ماژر با درگيري قلب مؤثر بوده و با توجه به اندكسهاي اكوكارديوگرافي حتي در بيماراني كه دچار نارسايي قلب شده اند نيز باعث بهبود عملكرد سيستول و دياستول مي گردد.