پذيرش درماني مصرفي قرص دفريپرون در بيماران تالاسمي ماژور تحت درمان تركيبي L1 و دسفرال در شهرستان زاهدان

 

پيمان 1- شهاب الدين مشائي2

1 دانشگاه علوم پزشكي زاهدان 2 درمانگاه تالاسمي بيمارستان علي اصغر زاهدان

مقدمه: درمان تركيبي L1 و دسفرال در بيماران قلبي بتا تالاسمي ماژور در مقالات متعدد سالهاي اخير توصيه مي شود. از طرف ديگر يكي از برتريهاي عمده داروهاي آهن زدائي خوراكي پذيرش درماني بهتر آنها مي باشد. دراين مقاله پذيرش درماني مصرف قرص دفريپرون در بيماران كارديوميوپات زاهدان كه تحت درمان تركيبي L1 و دسفرال از آذرماه 1382 مي باشند مورد ارزيابي قرار گرفته است.

مواد و روشها: 33 بيمار بتا تالاسمي ماژور با كارديوميوپاتي سمپوماتيك در درمانگاه تالاسمي زاهدان از آذرماه 1382 تحت درمان تركيبي قرص خوراكي دفريپرون mg/kg) 75 روزانه در سه دوز منقسم) به همراه دسفرال mg/kg) 40-30 انفرزيون زير جلدي 2 روز در هفته) قرار گرفتند. مراجعات بيماران جهت پايش درمان طي برنامه تنظيم شده اعلام مي شد. در هر نوبت مراجعه حسب معاينات و آزمايشات بعمل آمده , تعداد قرص هاي مورد نياز بيماران محاسبه و پس از يادآوري به ايشان در پرونده درماني ثبت مي شد. سپس نسخ تجويزي برمبناي موجودي و اعلام نياز بيمار و با تخمين اندكي بيش از نياز با ضريب 100عدد(موجودي در هر جعبه) جهت جلوگيري از مصرف خارج از كنترل دارو ضمن ارزيابي علت عدم مصرف صحيح و تاكيد بر مصرف به موقع دارو واطلاعات درماني به بيماران تحويل و پس از دريافت دارو از داروخانه مركز مربوطه, در پرونده داروئي ايشان ثبت مي شد. يكسال پس از آغاز برنامه درماني تعداد قرص هاي تحويل گرفته شده هر بيمار با مقادير محاسبه شده مورد نياز وي در پرونده جداگانه استخراج و مورد مقايسه قرار گرفت.

يافته ها: از آذرماه 82 تا بهمن 83, 33 بيمار تحت درمان قرار گرفتند كه 19 نفر پسر و 14 نفر دختر با ميانگين سني 5/14 سال بودند. ازاين تعداد 1 نفر بدليل سردردهاي شديد به دنبال مصرف دارو پس از يكماه, 1 نفر بدليل تهوع و استفراغ شديد و مكرر پس از 4ماه, 1 نفر بدليل آرترالژي و ميالژي شديد پس از 1ماه و 1 نفر بدليل توصيه اطرافيان پس از 1 ماه داروي خوراكي را قطع كردند. 1 نفر بدليل ابتلاء به هپاتيت c از درمان خوراكي كنار گذاشته شد. در هيچ بيماري نوتروپني ديده نشد. 11 بيمار (33%) بيش از 20% افت فريتين سرم 8 بيمار (24%) بيش از 20% افزايش فريتين سرم و 6 نفر عدم تغيير واضح در فريتين سرم را نشان دادند(اطلاعات درمورد 8 نفر كامل نبود) . در ابتداي درمان 17 بيمارASTسرم بالاتر از نرمال و 21 نفر ALT بالاتر از نرمال داشتندكه در پايان مطالعه كاهش بيش از ٢٠% در فعاليت سرمي آنزيم AST در 12نفر(٧١%)  و در مورد  ALT  در 12نفر(60%) ديده شد. تعداد قرص هاي مورد نياز محاسبه شده در پرونده بيماران 51615 عدد و مجموع قرص هاي دريافتي از داروخانه 32336 عدد بود. 27 بيمار در طي اين مدت, كمتر از تعداد محاسبه شده, دارو دريافت كرده بودند(به طور متوسط 62% ميزان تجويز شده, با طيف 35 تا 92%) و تنها 1 بيمار اندكي بيش از ميزان محاسبه شده دارو دريافت نموده بود.

بحث و نتيجه گيري: عليرغم اينكه نوتروپني در هيچ بيماري منجر به قطع دارو نشد, افزايش توام در آنزيمهاي كبدي AST و ALT تنها در 1 بيمار ديده شد و در اكثريت بيماران كاهش واضح بيش از 20% در فعاليت سرمي آنزيمهاي كبدي مشاهده شد, برخلاف انتظار اوليه دربكارگيري داروي آهن زدائي خوراكي عوامل عمده عدم اجراء كامل پروتكل درماني, فراموشي و عدم اطاعت درماني بيماران در مصرف به موقع تعداد كافي قرص در ساعات مختلف شبانه روز(با وجود تذكرات مكرر پزشك درمانگر) و در درجات بعد ساير عوارض داروئي (تهوع, استفراغ, سردرد و آرترالژي) بود. لذا عليرغم تمايل و اصرار بيماران به ادامه روش درمان تركيبي و كاهش روزهاي تزريق زيرجلدي دسفرال, تاكيد برمصرف به موقع دارو و اطاعت درماني در هر بار مراجعه بيمار به درمانگاه شرط اصلي موفقيت مصرف داروي خوراكي دفريپرون مي باشد. اين مطالعه همچنين اهميت ويژگي داروهاي خوراكي با تعداد كمتر قرص و دفعات كمتر مصرف روزانه را يادآوري مي كند.