مرضيه اكبرزاده
شيراز- دانشكده پرستاري و مامايي حضرت فاطمه (س)
سرطان پستان يكي از شايعترين بدخيمي ها در بين زنان آمريكايي و دومين علت مرگ و مير بوده كه طول دورة زندگي (80سال) منجر به افزايش خطر سرطان به ميزان 5/12 درصد يا 8/1 رسيده است و تخمين زده مي شود درسال 2003, 211300 مورد جديد سرطان مهاجم , 39800 مورد مرگ , 55700 مورد جديد انتظار مي رود. آخرين پروتكل توصيه شده كميته ACOG در سال 2003 در مورد شيوه غربالگري بدين صورت مي باشد. غربالگري توسط ماموگرافي بهترين شيوه غربالگري توصيه براي سنين 49-40 سال هر 2-1 سال يكبار و بعد از 50 سال سالانه مي باشد. براساس محاسبه زمان دوبل شدن در مدل رياضي مك رونالد و سپس Gullino يك دوره 8 ساله پري كلينيال و 4 ساله كلينيكال در سرطان هاي پستان طي خواهد شد قبل از آنكه به اندازه قابل لمس 2cm ( برسند و اعتبار مدل نيز در مطالعات تجربي طولاني 18-10 سال) مي باشد. ميزان مرگ و مير مادر, بعد ديگري از ارزش غربالگري در سرطان پستان است.
كاهش مرگ و مير در غربالگري با ماموگرافي در سال 1963 و پيگيري 10 ساله, 25درصد, در 1985در سوئد با نمونه 77080 نفر گروه مورد 550985 گروه شاهد31% در انگلستان 24% در آمريكا (1990-1999) 17% و در يك متاآناليز در سوئد با نمونه 129750 مورد با متوسط پيگيري 8/15ساله, 21% مي باشد و در خصوص نحوه تكرار و زمان ماموگرافي, نتايج بزرگترين طرح در نيويورك اعلام نمود كه شروع غربالگري در سن 40 سالگي به جاي 50 سالگي منجر به كاهش مرگ ومير ناشي از كانسر شده(10000/14 شده و نيز تشخيص كانسرهاي با غدد لنفاوي مثبت در جوانترها بيشتر تشخيص داده مي شود. البته موارد مثبت كاذب , لزيون هاي غير سرطاني بررسي بيشتر با سونوگرافي و حتي بيوپسي در 30-20 موارد افزايش داشت و از طرف ديگر پيامدهاي رواني اين تشخيص زودرس نيز قابل تامل مي باشد. بعد ديگر تشخيص تومور در سايزهاي كوچكتر(1 ميلي متر تا يك سانتي متر) لوكاليزه شده و نيمه عمر بهتر نسبت به ساير روشهاست.
در خصوص غربالگري به وسيله خودآزمايي پستان, سرويس پيشگيري Task force در آمريكا حساسيت آن را حدود 30-20 درصد در مقايسه با معاينه كلينيكي و ماموگرافي دانستند و مضرات آن را افزايش بيشتر ويزيتهاي پزشكان به بيوپسي, مشكلات خوش خيم پستان ذكر نموده و در عوض تاثيرات مضري را براي آن برشمردند و در نهايت به دليل عدم وجود اطلاعات تعريف شده دقيق BSE را جهت كانسرهاي پستان قابل لمس مفيد دانستند.
در خصوص غربالگري به وسيله معاينه پستان كلينيال نيز حساسيت 54% و اختصاصي بودن 94% را ذكر نموده اند و تحقيقات اندازه كانسر مهاجم توسط معاينه فيزيكي كلينيال را 1/23 و توسط ماموگرام 4/13 ميلي متر گزارش كردند و بيشترين ميزان مرگ و مير در مواردي بيش از 16 سانتيمتر اتفاق افتاده است و مطالعات , اثر بخشي اين روش را سالانه توصيه مي كنند.
سونوگرافي نيز در ارزيابي توده هاي پستاني در زنان جوانتر با بافت پستاني dense وسيله خوبي براي شروع ميباشد كه در صورت نياز توسط ماموگرافي دنبال مي شود. ولي در زنان با سن 40 سال به بالا ماموگرافي و سونوگرافي نياز مي باشد. ساير روشهاي غربالگري شامل بيوپسي, سيتولوژي آسپيراسيوني با سوزن ظريف, بيوپسي باز…. مي باشد.
در انتها چه عناصري در تاريخچه بيمار تعيين كننده ريسك و راهنماي غربالگري است؟ باتوجه به اينكه اكثر زنان داراي سرطان مهاجم پستان, ريسك فاكتور منحصر به فردي نداشته اند. ACOG پيگيري را براساس فاكتورهاي خطر در هر سني پيشنهاد مي كند و فاكتورهاي خطر را براساس 5 گروه مجزا ريسك نسبي 4>, بين 4-2/1 و بين 2-1/1, فاكتورهاي توليد مثلي و ساير فاكتورهاي موثر بر هورمونها و حساسيت ژنتيكي مي داند (هر كدام از اين فاكتورهاي خطر اصلي داراي زيرگروههاي متعدد مي باشد).