سرطان با منبع ناشناخته
Cancer with unknown oritign
در اوايل دهه 70 ميلادي به آن گروه از سرطان هايي كه منشاء اوليه تومور حتي در اتوپسي يافت نمي شد سرطان بامنشاء ناشناخته اطلاق مي گرديد. اما امروزه تعريف تومور با منشاء ناشناخته به آن گروه از سرطان هاي متاستاتيك اطلاق مي شود كه با وجود بررسي هاي دقيق كلينيكي و بيوشيميايي و ايمنوهيستو شيمي و روشهاي تصويربرداري پيشرفته منشاء تومور همچنان ناشناخته باقي مي ماند. اين گروه از سرطان ها مجموعه اي ناهمگون از تومورهاي مختلف هستند كه با متاستاز بروز مي كنند.
شواهد اپيدميولوژيك نشان مي دهد كه اين تومورها حدود 3تا5 درصد كل سرطان هاي انسان را شامل ميشوند.مثلا در امريكا شيوع سرطان با منشاء ناشناخته 7 تا 12 مورد در هر 100 هزار نفر در سال مي باشد كه بسته به سن متفاوت است. اين سرطانها هفتمين و يا هشتمين نوع شايع سرطان و چهارمين علت مرگ ناشي از سرطان در مرد و زن مي باشند . بنابراين شيوع اين تومورها از لنفوم غيرهوچكيني هم بيشتر است. اين تومورها به سرعت در بدن پخش و گسترده مي شوند و اين در حالي است كه در همان زمان شواهد كلينيكي از تومور اوليه ديده نمي شود و از لحاظ نوع متاستاز و جايگاه آن غيرقابل پيش بيني هستند و قدرت تهاجمي زيادي دارند.
در بيش از 50 درصد موارد اين بيماران در زمان مراجعه متاستازهاي متعدد دارند و در بقيه موارد متاستازممكن است .فقط در يك ارگان مثل كبد و استخوان و ريه و يا غدد لنفاويوجود داشته باشد در طبقه بندي بر اساس آسيب شناسي اين تومورها در ٥ گروه قرار مي گيرند كه براساس محل متاستاز نوع آسيب شناسي شايع مورد بحث قرار مي گيرند.
موارد استفاده از ايمونوهيستوشيمي و محدوديت هاي آن در پيدا كردن خاستگاه تومور هم مورد بحث قرار ميگيرد و نقش راديولوژيست و روشهاي تصويربرداري جديد و اقدامات تهاجمي و غيرتهاجمي راديولوژيك در تشخيص اين تومور ها مورد بررسي قرار مي گيرد. بررسي هورموني و تومور ماركرها نيز مورد بحث قرار ميگيرد و در پايان راهكارهاي درماني براساس محتمل ترين تشخيص بحث مي شود.