عنوان : درمان سرپايي لوسمي ميلوژن حاد (AML ) ، بررسي در 18 بيمار در كرمانشاه

نويسنده ، نويسندگان : دكتر علي شهرياري ، دكتر مظفر ازنب

نشاني : بيمارستان آيت اله طالقاني – دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه

 

مقدمه و اهداف  :‌

امروزه هدف اصلي درمان در AML  معالجه كامل اين بيماران است و اين امر مقدور نمي باشد مگر با پيوند مغز استخوان و يا استفاده از درمانهاي با دوز بالاي سيتارابين . درمانهاي كلاسيك و مرسوم تنها در درصد كمي از بيماران با معالجه كامل همراه بوده است . با توجه به هزينه بالاي درمان اين بيماران و نيز نياز به بخش هاي ايزوله و فوق تخصصي، شايد براي بسياري از مبتلايان به AML حتي امكان تقبل هزينه هاي درمان كلاسيك نيز وجود نداشته باشد و اين مسئله باعث رهاكردن درمان توسط بيماران و همراها ن ايشان مي شود . با توجه به ملموس بودن اين مشكل در بيماران محروم كرمانشاه و شهرهاي مرزي بر آن شديم تا درماني سرپايي را در اين بيماران امتحان كنيم .

 

 

 

روش اجرا :

از آذر ماه 1376 آن دسته از مبتلايان به AML كه از نظر اقتصادي و فرهنگي امكان تقبل هزينه هاي بيمارستاني را نداشتند و مايل به بستري نبودند وارد اين مطالعه شدند . كليه بيماران براي درمان القايي  ( Induction ) در بخش بستري شدند و سيتارابين 200 ميلي گرم زير جلدي ، روزانه ، 5 روز پياپي ، اتوپوزايد 200 ميلي گرم وريدي ، روز اول و ميتوكسانترون 20 ميلي گرم وريدي ، روز اول دريافت مي كردند و اين درمان 7 مرحله تكرار مي شد .

يافته هاي پژوهش :‌

تا اسفند 1379 جمعا 46 بيمار مبتلا به  AML در بيمارستان آيت اله طالقاني كرمانشاه بستري شدند ( 22 زن 24 مرد ، حداقل سن 13 و حداكثر 79 با متوسط 33  ) 7 نفر  از بيماران به لحاظ سن بالا فقط درمان سيتارابين زير جلدي با دوز كم دريافت كردند . از 39 بيمار باقيمانده ، 3 مورد د راثر خونريزي داخل مغزي و سپتي سمي قبل از شروع درمان فوت كردند .36 بيمار درمان القايي دريافت كه از اين تعداد 29 نفر به رميسيون رفتند (5/08 % ) ، از اين 29 بيمار 18 نفر درمان سرپايي دريافت كردند و 11نفر درمان كلاسيك ( 2 نوبت درمان تحكيمي مشابه درمان القايي ) اين دو گروه از نظر فاكتورهاي پروگنوستيك نظير سن و شمارش لكوسيت اوليه تفاوتي نداشتند هرچند كه 90% بيماران گروه سرپايي از نظر وضعيت اجتماعي – اقتصادي در طبقه بسيار پائيني قرار داشتند . در پيگيري 6 تا 42 ماهه بيماران ،‌در گروه درمان سرپايي تا كنون 9 مورد عود وجود داشته است كه 4 مورد منجر به فوت شده است بقاء عاري از بيماري                          (Disease  Free  survival  ) DFS  به طور متوسط در اين گروه 13 ماه و بقاء كلي متوسط  (Overal survival ) OS    5/16  بوده است .

در گروه درمان كلاسيك تا كنون 5 مورد عود وجود داشته است كه در 2 مورد منجر به فوت شده است . DFS  متوسط اين گروه 9 ماه و OS  متوسط نيز 9 ماه بوده است .

نتايج :

با توجه به تعداد كم بيماران ، اختلافات معني داري از نظر DFS  و OS  نيز دو گروه وجود نداشت ( بر اساس تست آماري فيشر در مورد DFS Pvalue  =  0.057 ,   و در مورد Pvalue  =  0.086 , OS   بوده است ) لكن مدت بستري ، هزينه بستري و عوارضي نظير پان سيتوپني شديد و تعاقبات آن در گروهي كه درمان سرپايي گرفته بودند به مراتب كمتر بود . نيازي به فرآورده هاي خوني ننيز در گروه سرپايي كمتر بود . دركل با توجه به مطالعه محدود فوق مي توان درمان سرپاي AML  را براي بيماران با وضعيت اجتماعي – اقتصادي ضعيف پيشنهاد كرد .