عنوان
: بررسي
مقايسه اي سه
روش درماني
لوسمي حاد
ميلوئيدي
بالغين
نويسنده
، نويسندگان :
دكتر غلامرضا
توگه ، دكتر
منوچهر
كيهاني
، دكتر حميد
رضا سريع
نشاني
: تهران –
انتهاي بلوار
كشاورز –
بيمارستان
امام خميني –
مجتمع ولي عصر
بخش خون
مقدمه
و اهداف :
لوسمي
حاد ميلوئيدي
با شيوع شش
صدهزارم در
مقايسه با
سرطانهاي
شايع و كشنده
انساني از
شيوع كمتري
برخوردار است
. اما درجه
كشندگي آن
بسيار بالا
است . لذا
انتخاب روش
درماني كه در
عين حصول نتايج
خوب درماني
داراي عوارض
قابل تحمل و
تمهيد توسط
بخش هاي
بيمارستاني
مختلف باشد
بسيار
ضروريست . در
مطالعات
انجام شده
رژيم
سايتوسار (100 mg / m2
براي 7 روز ) +
دانوروبيسين (
45 mg/ m2 براي 3
روز ) به عنوان
رژيم درماني
استاندارد
انتخاب شده
است . در اين
زمينه هيچ
مطالعه
راندومي در
ايران جهت
تعيين بهترين
روش درماني
صورت
نپذيرفته است
. لذا بر آن
شديم تا
در يك مطالعه
راندوم و
آينده نگر
بهترين رژيم
ايجاد القاي
رميسيون را در
بيماران
مبتلا به AML بالغين
تعيين نمائيم
.
روش
اجرا :
بيماران
مبتلا به AML (new case ) را از
مبتلايان به
بالغين
ايراني كه تشخيص
آنها توسط دو
تن از اساتيد
تائيد شده بود
انتخاب كرده و
پس از بررسي
دقيق ساير سيستمها
و اطمينان از
سلامت آنها (
معيارهاي ورود
و خروج به
مطالعه)وارد
طرح تحقيقاتي
نموديم . پس از
آزمايشات
اوليه
بيوشيميائي و
مغز استخوان
بيماران را به
صورت كاملا
راندوم به سه
گروه تقسيم
كرده و تحت
رژيم هاي
درماني همان
گروه قرار
داديم :
( A )
سايتوسار 100 mg / m2 +
دانوروبيسين 45 mg / m2
(انفوزيون مداوم
براي 7 روز ) (
روزانه به مدت
3 روز )
( B ) سايتوسار
100 mg / m2 +
دانوروبيسين 45 mg / m2
(انفوزيون براي 7
روز )
( روزانه به
مدت 2
روز )
( C ) سايتوسار
100 mg / m2 +
دانوروبيسين 45 mg / m2
(
انفوزيون براي 5
روز )
( روزانه به
مدت 3
روز )
بدين
ترتيب
ارزيابي پاسخ
رميسيون
اوليه در هر
يك از گروهها
آغاز شد .در
روز چهاردهم
از شروع درمان
ارزيابي BM و
باليني براي
كليه بيماران
صورت گرفت . در
صورت وجود
بيماري به
بيمار ميزان 30% كمتر از
داروي اوليه
مجددا تجويز
گرديد .
بيماراني كه
دارو در روز
چهاردهم
دريافت نداشته
اند در روز 28 از
شروع درمان و
كساني كه دارو
دريافت كرده
اند در روز 42 از
شروع درمان
مجددا
بررسي شدند .
بيماراني كه
رميسيون
نداشته اند در
صورت عدم
كنترانديكاسيون
مجددا تحت يك
دوره
ديگر درمان
قرار مي گيرند
كه مشابه
درمان اوليه
است و و 28 روز
بعد از شروع
درمان تحت
بررسي از لحاظ
امكان ايجاد
رميسيون قرار
مي گيرند . دسته
اي كه به
رميسيون رفته
اند تحت درمان
هاي بعد از
ايجاد
رميسيون قرار
گرفته و آن
دسته كه علي
رغم دو دوره
درمان همچنان
داراي بيماري
مقاوم مي باشند
به عنوان
موارد مقاوم
تلقي مي گردد .
يافته
هاي پژوهش :
بعد
از انجام بيش
از يك سوم طرح
بر آن شديم كه
نتايج را
ارزيابي كنيم
. در اين
مقطع 156 نفر تحت
ارزيابي قرار گرفتند
كه 43 نفر
معيارهاي
لازم براي
ورود به طرح
را نداشتند و 9
نفر به حسب
شرايط مختلف
در حين انجام
طرح از مطالعه
خارج شدند ،
بقيه در سه گروه
( A =
40 نفر B = 35
نفر C = 32 )
قرار گرفتند .
د رهر سه گروه
از نظر سن و
جنسيت اختلاف
معني داري مشاهده
نشد كه گوياي
تصادفي بودن
كامل روش تحقيق
مي باشد . در هر
سه گروه از
نظر پاسخ به
درمان در
مرحله اول و
مرحله دوم و
مرگ ومير
اختلاف معني
داري مشاهده
نشد . شايد با
ادامه طح و
افزايش تعداد
بيماران در
بروز يا عدم بروز
اين اختلافات
قضاوت كاملتر
و قاطعتري بعمل
آيد . در ضمن با
توجه به اينكه
رژيم تحكيمي يكساني
در مورد هر سه
گروه اعمال مي
شود .
ارزيابي
دو فاكتور 1 – ادامه
حيات بدون
بيماري
2 – بقاي كلي
بيماران
درمورد اين
بيماران
انجام پذيرد
چرا كه رژيم
هاي مختلف
درماني در
القاي
رميسيون ، ممكن
است از نظر
درصد كلي
القاي
رميسيون
تفاوتي
نداشته باشد
اما در ادامه
از نظر دو
فاكتور فوق
داراي اثر بخش
باشد .