تشخيص MRD در بدخيمي هاي لنفوئيدي

 

نويسنده : دكتر محمد فرهادي لنگرودي

مقدمه :

بدخيمي هاي لنفوئيدي را در 4 گروه اصلي دسته بندي مي نمايند :

1-Acute lymphoblastic leukenias (ALL)

2-Chronic lymocytic leukemias (CLL)

3-Non-Hodjkins lymphomas (NHL)

4-Multiple myeloas (M.M)

 

اين 4 گروه با هم در حدود 76 درصد تمامي بدخيمي هاي هماتولوژيك را شامل گرديده و باعث ابتلاي حدودا 75000 بيمار در هر سال در اتحاديه اروپا مي گردد ( از 375 ميليون جمعيت ) .

ALL = در اطفال

= M.M , CLL در بالغين و سنين بالاي 60-50 سال

= NHL شايعترين ( در حدود 60 درصد ) بدخيمي هاي لنفوئيدي در تمامي سنين با افزايش شيوع همراه با افزايش سن.

تمامي اينها به عنوان مترادفين بدخيم سلولهاي نارس لنفوئيدي در نظر گرفته مي شوند . مثال :

- Precursor B cells in BM

- Immarure T cells in xortical thymus

 

توقف بلوغ CLL عموما در مراحل تمايز يافته تر روي مي دهد . در حاليكه در ميلوم مالتيپل به عنوان مترادفين بدخيم پلاسماسل ها در نظر گرفته مي شوند .

Multiple Myetoma →malignant counterpart of plasma cells

CLL→maturation arrest in more mature diffrentiation steps

 

تكنيكهاي مطمئن براي تشخيص سلولهاي بدخيم مي بايست قادر به شناسايي سلولهاي پيشتاز بدخيم بوده باشند .

تكنيك هاي سيتومورفولوژي و Cytomorphology Basis هيستومورفولوژي Histomorphology عموما اساس تشخيص و طبقه بندي بدخيمي هاي لنفوئيدي را تشكيل مي دهند . بهر حال تكنيك هاي اضافي تشخيص اغلب براي تشخيص و طبقه بندي مطمئن و قابل تكرار مورد نياز مي باشند .

Reliable & Reproducible diagnosis / classification

 

ايمنو فنوتايپينگ فلوسيتومتري (IF ) :

آناليز ژن هاي ايمنوگلوبولين (Ig ) و گيرنده سلول T (TCR) PCR مولكولار تشخيص اختلالات و شكست هاي كروموزمي با روش هاي مولكولي و سيتوژنتيك .

Immunophenotyping : مفيد براي تشخيص و طبقه بندي جزئي بدخيمي هاي لنفوئيدي + تشخيص شكست هاي ايمونوفنوتايپينگ و شناسايي زير مجموعه هاي آنها در بدخيمي ها اكثر موارد 95-93 درصد از نوع B هستند . در حقيقت تمامي بدخيمي هاي لنفوئيدي 98% > داراي باز آرايي ژني TCR و يا Ig مي باشند . چون احتمالا اينكه بازآرايي ژنهاي Ig و TCR در ابتدا و شروع تمايز لنفوئيدي شروع مي شود .

Ig / TCR gene rearrangement start early during lymphoid diffrentiation

 

به لحاظ تئوري محدوده تشخيص MRD-PCR از نواحي اتصالي حداكثر ضريب 10-6 مي باشد . اين عدد بر اين تصور است كه يك ميليون سلول مساوي حدودا ug 10 از CAN بوده كه در يك لوله آزمايش تست مي شوند گرچه عموما ug 1 از DNA براي هر لوله استفاده مي گردد . به هر حال حساسيت آناليز MRD-PCR از نواحي اتصالي همچنين وابسته به :

1-نوع بازآرائي

2-زمينه سلولهاي لنفوئيدي طبيعي

با بازآرائي هاي ژني مترادف به Ig ، TCR قابل مقايسه با سلولهاي بدخيم نيز مي باشد . باز آرائي نواحي اتصالي كامل V-D-J وسيع بوده در حاليكه نواحي اتصالي بازآرائي V-J سه تا چهار برابر كوچكتر هستند .

بازآرائي ژني نواحي اتصالي طويل V&I-J&I در نمونه هاي خون محيطي حساستر هستند 185-10-6 نسبت به نواحي اتصالي كوتاهتر V&-J& ( 10-3-10-4 ) از نظر آناليز MRD-PCR بدخيمي هاي لنفوئيدي از يك سلول ترانسفورمه منفرد بدخيم منشاء گرفته يا به عبارتي آنها بيماريهاي دودماني ( كلونال ) مي باشند .

Lymphoid malignancies derived as ; Single malignant transformed cell , I.e Clonal diseases

 

بنابراين سلولهاي بدخيمي لنفوئيدي نيز داراي بازآرائي ژني مشابه در ژن هاي Ig و يا TCR مي باشند . لذا از اين ويژگي مي توان بعنوان يك ماركر ( شاخص انحصاري براي شناسايي سلولهاي لنفوئيدي (كلونال ) بدخيم Unique Marker for Detection of malignant ( Clonal ) lymphoid cells استفاده نمود .