بررسي ميزان آگاهي مادران در مورد نيازهاي جسمي رواني ، اجتماعي كودكانشان كه تحت شيمي درماني قرار دارند و ارتباط آن با چگونگي تامين اين نيازها در بيمارستان

 

نويسنده : محبوبه نم مناتي

 

اين پژوهش يك مطالعه همخواني يا همبستگي است كه در آن ارتباط بين ميزان آگاهي مادران در مورد نيازهاي جسمي و رواني اجتماعي كودكانشان كه تحت شيمي درماني قرار دارند با چگونگي تامين اين نيازها مورد بررسي قرار گرفته است .

در اين مطالعه 32 نفر از مادراني كه جهت شيمي درماني كودكانشان به مركز پزشكي سيدالشهداء مراجعه نموده اند ، در پژوهش شركت داده شدند . نمونه گيري به مدت 50 روز و به روش تصادفي صورت گرفته است . ابزار گردآوري داده ها در اين پژوهش پرسشنامه بوده كهدر سه بخش تنظيم گرديد . بخش اول مربوط به مشخصات دموگرافيك واحدهاي مورد پژوهش ، بخش دوم سئوالات مربوط به چگونگي تامين نيازهاي جسمي و رواني اجتماعي و بخش سوم سوالات مربوط به ميزان آگاهي از نيازهاي جسمي و رواني اجتماعي مطرح گرديده است . يافته هاي اين پژوهش در قالب 25 جدول تدوين شده است كه بمنظور دستيابي به اهداف پژوهش از آمار توصيفي و استنباطي استفاده گرديده است . يافته ها در مورد اولين فرضيه تحقيق ( ميزان آگاهي مادران از نيازهاي جسمي كودكانشان كه تحت شيمي درماني قرار دارند با چگونگي تامين اين نيازها ارتباط وجود دارد ) نشان داد كه اكثريت مادرانه (2/56% ) درمورد نيازهاي جسمي كودكانشان آگاهي مناسبي نداشتند و اكثريت آنها (8/68% ) نياز جسمي كودك را به نحو صحيحي تامين نمي كردند ، با توجه به اينكه ( 8/43% ) نياز جسمي كودك را به نحو صحيحي تامين نمي كردند ، با توجه به اينكه 8/43 % از واحدهاي مورد پژوهش از آگاهي مناسبي برخوردار بوده اند . تنها 2/31% از آنها نياز جسمي كودكانشان را به نحو صحيحي تامين كرده بودند . آزمون آماري ارتباطي معني داري بين ميزان آگاهي از نيازهاي جسمي و چگونگي تامين اين نيازها نشان نمي دهد (X=0.23 , df= 1 ) ، بنابراين فرضيه تحقيق با اطمينان 95 % رد مي شود . لذا نمي توان گفت كه هر چه ميزان آگاهي بيشتر باشد تامين نيازهاي جسمي بهتر صورت مي گيرد زيرا ممكن است تعدادي از مادران از نيازهاي جسمي كودكانشان آگاهي داشته باشند ولي نياز جسمي او را تامين نكنند .

يافته ها در مورد دومين فرضيه ( ميزان آگاهي مادران از نيازهاي رواني اجتماعي كودكانشان كه تحت شيمي درماني قرار دارند با چگونگي تامين اين نيازها ارتباط وجود دارد ) نشان مي دهد اكثريت واحدهاي مرود پژوهش (3/59 % ) از نيازهاي رواني اجتماعي اين كودكان آگاهي نداشتند و اكثريت آنها (3/59%) نيازهاي رواني اجتماعي كودكانشان را تامين نمي كردند . آزمون آماري نشان مي دهد كه بين ميزان آگاهي مادران از نيازهاي رواني اجتماعي با چگونگي تامين اين نيازها ارتباط وجود دارد (42/7 = X ) . بنابراين فرضيه تحقيق با 95% اطمينان مورد تائيد قرار مي گيرد . اين بدان معني است كه عدم آگاهي از نيازهاي رواني اجتماعي منجر به عدم تامين اين نيازها مي گردد .

پژوهشگر به منظور دستيابي به نتايج دقيق تر ارتباط مشخصات واحدهاي مورد پژوهش ( سن ، ميزان تحصيلات ، شغل و ميزان تحصيلات همسر ، تعداد فرزندان و طول مدت شيمي درماني ) را با ميزان آگاهي از نيازهاي جسمي و رواني اجتماعي و چگونگي تامين اين نيازها مورد بررسي قرار داده است . آزمونهاي آماري گوياي آن بودند كه بين مشخصات واحدهاي مورد بررسي قرار داده است . آزمونهاي آماري گوياي آن بودند كه بين مشخصات واحدهاي مورد پژوهش با ميزان آگاهي آنان از نيازهاي جسمي ارتباط معني داري وجود ندارد . همچنين بين مشخصات واحدهاي مورد پژوهش با چگونگي تامين نيازهاي جسمي ارتباط معني داري وجود ندارد .

علاوه بر اين آزمونهاي آماري به منظور بررسي دقيق ارتباط بين ميزان آگاهي از نيازهاي جسمي و چگونگي تامين اين نيازها با مشخصات واحدهاي مورد پژوهش نشان دادند كه در افراد با آگاهي مناسب و يا نامناسب با حذف هر يك از مشخصات واحدهاي مورد پژوهش اختلاف معني داري از نظر چگونگي تامين نياز جسمي وجود نداشته است .

يافته هاي پژوهش بيانگر آن بودند كه برخي از مشخصات واحدهاي مورد پژوهش نظير سن مادر با ميزان آگاهي از نيازهاي رواني اجتماعي و چگونگي تامين اين نيازها ارتباط معني داري وجود دارد بدين معني كه هر چه مادران جوانتر بودند ، نيازهاي رواني اجتماعي را به نحو صحيحي تامين مي كردند همچنين بين سطح تحصيلات مادر با ميزان آگاهي از نيازهاي رواني اجتماعي ارتباط معني دراي وجود داشت بدين معني كه اكثريت واحدهاي مورد پژوهش با آگاهي مناسب كه نياز رواني اجتماعي را به نحو صحيحي تامين كرده بودند از سطح تحصيلات بالاتري برخوردار بودند . آزمونهاي آماري گوياي آن بودند كه بين ساير مشخصات واحدهاي مورد پژوهش ( نظير شغل و تحصيلات همسر ، تعداد فرزندان و مدت شيمي درماني ) با چگونگي تامين نيازها ارتباط معني داري وجود ندارد . علاوه بر اين آزمونهاي آماري بمنظور بررسي دقيق ارتباط بين ميزان آگاهي از نيازهاي رواني اجتماعي و چگونگي تامين نياز با مشخصات واحدهاي مورد پژوهش نشان دادند كه در افراد با آگاهي مناسب و يا نامناسب با حذف هر يك از مشخصات واحدهاي مورد پژوهش اختلاف معني داري نظر چگونگي تامين نيازهاي رواني اجتماعي وجود دارد .

در پايان بر اساس يافته هاي پژوهش پيشنهاد هائي براي پژوهشهاي بعدي و كاربرد يافته ها ارائه شده و اميد است كه يافته هاي اين پژوهش بتوانند گامي هر چند ناچيز در جهت افزايش آگاهي مادران از نيازهاي جسمي و رواني اجتماعي كودكان تحت شيمي درماني داشته باشد تا نيازهاي اين عزيزان بهتر تامين گردد .