فصل 3

انواع بيماري‌هاي كبدي

كبد مثل ساير اندام‌هاي بدن به انواعي از بيماري‌ها مبتلا مي‌شود. به طور كلي مي‌توان اين بيماري‌ها را به 5 گرون عفوني، خود ايمني، شيميايي و دارويي، متابوليكي، عروقي و سرطان‌ها تقسيم كرد. از نظر بافت‌شناسي در اغلب اين بيماري‌ها، سلول‌هاي دفاعي بدن (انواع گلبول‌هاي سفيد) به بافت كبد نفوذ مي‌كنند. اين حالت را التهاب كبد يا اصطلاحاً هپاتيت مي‌نامند.

الف) هپاتيت‌هاي عفوني:

بسياري از عوامل عفوني قابليت ايجاد عفونت كبد را دارند. اين عوامل به سه گروه عمده ويروس‌ها، باكتري‌ها و انگل‌ها تقسيم مي‌شوند.

1ـ هپاتيت ويروسي:

برخي ويروس‌ها منحصراً بافت كبد را آماج حملات خود قرار مي‌دهند. اين گروه ويروس‌ها به نام ويروس‌هاي هپاتيت مشهور بوده و برحسب تقدم و تأخر زمان كشف با حروف انگليسي از A تا G نامگذاري شده‌اند. هر يك از اين ويروس‌ها متعلق به يك خانواده از ويروس‌ها بوده و از نظر طبقه‌نبدي هيچ شباهتي به يكديگر ندارند. بنابر اين به هم تبديل نمي‌شوند. غير از ويروس‌هاي فوق‌الذكر برخي ويروس‌هاي ديگر هم توانايي درگير كردن كبد را دارند ولي اين درگيري منحصر به كبد نيست و ممكن است بيماري‌هاي ديگري بجز هپاتيت ايجاد كنند. از اين گروه مي‌توان به ويروس‌هاي سرخجه و سرخك اشاره كرد.

شكل

2ـ هپاتيت باكتريايي:

شيوع اين بيماري بسيار نادر است هيچ باكتري به طور اختصاصي كبد را درگير نمي‌كند، بلكه برحسب شدت بيماري‌زايي ممكن است كبد هم دچار عفونت شود.

3ـ هپاتيت انگلي:

برخي انگل‌ها به طور خاص علاقه به كبد داشته و در عروق آن جا مي‌گيرند. از اين گروه مي‌توان به فاسيولاهپاتيكا اشاره كرد. اين انگل در نواحي شمالي ايران به خصوص گيلان شايع بوده و از طريق حلزون به دام‌هاي اهلي و با خوردن گوشت اين دام‌ها به انسان منتقل مي‌شود. هر ساله همه‌گيري‌هاي كوچك و بعضاً بزرگي از آن مشاهده مي‌شود. اين انگل آسيب زيادي به بافت كبد وارد نمي‌كند و با درمان‌هاي ضدانگلي قابل علاج است.

شكل

برخي انگل‌ها به صورت طولاني مدت در كبد باقي مي‌مانند از جمله نوعي كرم به نام اكينوكوكوس پس از نفوذ به كبد ايجاد نوعي كيست به نام كيست هيداتيك مي‌كند، سال‌ها طول مي‌كشد تا اين كيست بزرگ شده و به حدي برسد كه علائم ايجاد كند. در صورت بروز علائم يا تأييد نوع هيداتيك بيمار بايد تحت درمان ضدانگلي و جراحي براي خارج سازي آن قرار گيرد. اين بيماري در مناطقي كه انسان با سگ و گربه سر و كار دارد مثل عشاير شايع‌تر است و به خصوص در شمال غربي ايران زياد ديده مي‌شود. برخي كرم‌هاي بزرگتر به طور اتفاقي از روده وارد مجاري كبدي شده و باعث ايجاد انسداد مي‌شوند مثل آسكاريس كه در برخي موارد نياز به جراحي اورژانس پيدا مي‌كند.

ب) هپاتيت خودايمن:

دستگاه دفاعي بدن نسبت به سلول‌ها و مواد درون‌زاد خودي واكنش نشان نمي‌دهد به عبارت ديگر قابليت تميز عوامل خودي از غيرخودي را دارا است بعضي مواقع نظم اين سيستم به هم خورده و برخي سلول‌ها يا مواد بدن براي سيستم دفاعي، دشمن خارجي تلقي شده و از سوي بدن مورد حمله قرار مي‌گيرند. اين گروه بيماري‌ها كه طي آن سلول‌هاي دفاعي برعليه اندام‌هاي خود بدن واكنش نشان مي‌دهند خود ايمن يا اتوايمون مي‌نامند. علت اين پديده در بسياري موارد ناشناخته است مثل تيروئيديت خودايمن (حمله به غده تيروئيد)، هپاتيت خودايمن(حمله به كبد)، آرتريت روماتوئيد(حمله به بافت مفصلي) و چند بيماري مشابه. برخي اوقات علت حمله ورود يك عامل خارجي و تشابه ساختماني آن با مولكول‌ها و سلول‌هاي بدن است بنابر اين سيستم دفاعي در موقع حمله آن سلول‌هاي مشابه را هم از بين مي‌برد مثل تب رماتيسمي كه به علت تشابه باكتري ايجاد كننده با برخي پروتئين‌هاي قلبي باعث ايجاد درگيري در دريچه‌هاي قلب مي‌شود. گروه بيماري‌هاي خودايمن در خانم‌هاي جوان شايع‌تر است. خوشبختانه در صورت تشخيص و درمان مناسب پيامدهاي وخيم ندارد و غالباً بيماران هپاتيت خودايمن از طول و كيفيت زندگي مثل سايرين برخوردارند.

ج) هپاتيت شيميايي:

بسياري از سموم در كبد جمع شده و براي آن خطرزا هستند. اين سموم ممكن است به طور اتفاقي وارد بدن شوند (تتراكلريدكربن كه از طريق مواد شوينده وارد مي‌شود) و يا توسط فرد مصرف شوند (الكل) اغلب اين سموم توسط سيستم آنزيمي كبد تغيير شكل پيدا كرده و مواد خطرناك‌تري ايجاد مي‌كنند. اين مواد ممكن است مستقمياً سلول‌ها را از بين ببرند يا مانع عملكرد صحيح آنها شوند. حتي ممكن است با برهم زدن ساختمان درست ژنتيكي باعث ايجاد سرطان در كبد شوند. از اين گروه الكل اتيليك (الكل موجود در مشروبات الكلي) يكي از مهمترين مواد است به طوري كه شايع‌ترين علت هپاتيت در كشورهاي غربي هپاتيت الكلي مي‌باشد در حالي كه اين عامل در كشور ما بسيار كمتر ديده مي‌شود.

آيا هر نوع الكلي باعث ايجاد هپاتيت مي‌شود؟

$ دو نوع اصلي الكل، الكل اتيليك (موحود در مشروبات الكلي) و الكل متيليك (چوب) است كه دومي گاهي به اشتباه مصرف مي‌شود و هر دو نوع الكل توانايي زيادي در ايجاد هپاتيت دارند. الكل متيليك بسياري عوارض ديگر از جمله عوارض عصبي و نابينايي زودرس دارد. در صورتي كه بيماري كه الكل چوب نوشيده جان سالم به در ببرد در معرض هپاتيت قرار خواهد داشت.

نوشيدن چقدر و چه نوع مشروبات الكلي ايجاد هپاتيت مي‌كند؟

$ ظرفيت پاك‌سازي خون از اين ماده سمي توسط كبد محدود است بنابر اين مهمترين عامل در ايجاد هپاتيت الكلي ميزان الكل درياقتي در بلند مدت است. هر چه نوع مشروب غليظ‌تر (مقدار الكل آن بيشتر) و مدت و دفعات مصرف آن بيشتر باشد احتمال به وجود آمدن هپاتيت الكلي هم بيشتر است. بنابر اين همه انواع مشروبات الكلي احتمال ايجاد هپاتيت دارند.

شكل

د) هپاتيت‌هاي دارويي:

داروها هم مثل عوامل شيميايي فوق‌الذكر مي‌توانند باعث درگيري كبد و ايجاد التهاب در آن شوند. برخي از داروها باعث تحريك واكنش‌هاي خود ايمني مي‌شوند و برخي ديگر مستقيماً به كبد آزار مي‌رسانند. استامينوفن يكي از اين داروهاست كه در مصارف طولاني مدت و بيش از حد مجاز به كبد آسيب مي‌رساند. هالوتان (گازي كه در بيهوشي مصرف دارد) به صورت حاد كبد را گرفتار كرده و در صورتي كه يكبار بيمار به هالوتان واكنش نشان داد هرگز نبايد مجدداً با همان گاز يا مشتقات آن بيهوش شود. يكي ديگر از داروهاي معروف در ايجاد هپاتيت ايزونيازيد است. اين دارو از داروهاي اصلي ضدسل بوده كه حداقل 6 ماه مصرف مي‌شود. بنابر اين هر بيماري كه ايزونيازيد مصرف مي‌كند بايد ماهانه تحت بررسي كاركرد كبد قرار گيرد. ساير داروهاي ضدسل مثل ريفامپين هم خاصيت سمي براي كبد دارند.

ه) بيماري‌هاي متابوليكي:

در اين گروه غالباً به علت نقص ژنتيكي در توليد بعضي آنزيم‌ها، موادي كه براي متابوليزه شدن به اين آنزيم‌ها احتياج دارند تجمع پيدا مي‌كنند، بسياري از اين مواد قندها يا پروتئين‌هاي بدون عملكردي هستند كه در كبد، طحال، مغز استخوان و ساير ارگان‌ها جمع مي‌شوند. از اين گروه مي‌توان به برخي بيماري‌هاي ذخيره‌اي گليكوژن و برخي ديگر از فسفوليپيدها اشاره كرد. درمان اين بيماري‌ها، عدم مصرف پيش سازهاي اين مواد يا دريافت آنزيم به صورت داروست ولي معمولاً پيش آگهي مناسبي ندارند. گروه ديگري از هپاتيت‌هاي متابوليكي به علت افزايش و تجمع موادي مثل مس و آهن است.

در يك بيماري ژنتيكي به نام ويلسون، مس در بدن جمع شدن و به علت رسوب در ارگان‌هاي حياتي مثل مغز، كبد و چشم اختلالاتي ايجاد مي‌شود. در هر بيمار جواني كه اختلال غيرعفوني كبدي دارد ويلسون يكي از تشخيص‌هاي محتمل مي‌باشد. درمان آن استفاده دراز مدت از داروهايي است كه با مس تركيب شده و از طريق ادرار و مدفوع آن را خارج مي‌كنند. تجمع مس از منابع خارجي مثل كساني كه مدت‌ها و منحصراً از ظروف مسي براي پخت و صرف غذا استفاده مي‌كنند ندرتاً ديده مي‌شود. آهن نيز مثل مس در بدن جمع شده و باعث ايجاد بيماري مي‌شود. تجمع آهن در بدن ممكن است از منابع داخلي و يا منابع خارجي (مثل تزريق مكرر خون در بيماران تالاسمي) باشد. اين بيماري هموكروماتوز ناميده مي‌شود. كبد يكي از مراكز عمده تجمع آهن مي‌باشد. هپاتيت ناشي از تجمع آهن با قطع مصرف فرآورده‌هاي آهن‌دار و استفاده از داروهايي كه آهن را دفع مي‌كنند بهبود مي‌يابد.

و) بيماري‌هاي عروقي و سرطان‌ها:

اين گروه بيماري‌هاي كبدي علل متفاوتي داشته و براي جلوگيري از طولاني شدن بحث وارد آنها نمي‌شويم.

زمان‌بندي هپاتيت:

1ـ هپاتيت حاد:

در هپاتيت‌هاي حاد مدت درگيري و التهاب كبد حداكثر شش ماه است. اغلب ويروس‌ها، الكل و داروها درگيري به شكل حاد ايجاد مي‌كنند. هپاتيت حاد معمولاً پر سر و صدا بوده و علائم بيشتري ايجاد مي‌كند. حالت سرماخوردگي، بدن درد، درد مفاصل، خستگي و بي‌حوصلگي، بي‌اشتهايي، تهوع و استفراغ و نهايتاً زردي (كه برخي اوقات وجود ندارد) به شدت در هپاتيت حاد ديده مي‌شوند.

آيا فقط هپاتيت‌هاي ويروسي به شكل حاد وجود دارند؟

$ با توجه به نوع تعريف، هپاتيت‌هاي مزمن هم در ابتداي درگيري در تعريف شكل حاد نمي‌گنجند ولي چون علائمي نشان نمي‌دهند بيمار متوجه نمي‌شود و بنابر اين در فاز مزمن تشخيص داده مي‌شود. فلذا به نظر مي‌آيد كه فقط درگيري مزمن دارند. حتي هپاتيت‌هاي شيميايي و دارويي هم در ابتدا حمله حاد دارند.

سرانجام هپاتيت حاد چيست؟

$ هپاتيت حاد سه پيامد دارد. اغلب هپاتيت‌هاي ويروسي در طي مرحله حاد از بين رفته و آثاري از آن بجا نمي‌ماند (نظير هپاتيتA ). برخي ديگر از هپاتيت‌هاي ويروسي و نيز اغلب هپاتيت‌هاي شيميايي و دارويي و متابوليكي در مرحله حاد بهبود نيافته و به نوع مزمن تبديل مي‌شود (نظير هپاتيت B). سومين پيامد، درگيري برق‌آساي كبد است در اين حالت درگيري ظرف يك ماه منجر به از بين رفتن نسج كبدي و افت شديد عملكرد آن مي‌شود. بيمار به حالت اغما مي‌رود و نتيجه آن اغلب بسيار وخيم بوده و منجر به مرگ بيمار مي‌شود. اگر بيمار از هپاتيت برق‌آسا خلاص شود بهبود يافته و به مرحله مزمن نمي‌رسد. تنها درمان قطعي هپاتيت برق‌آسا پيوند كبد مي‌باشد.

2ـ هپاتيت مزمن:

در صورتي كه درگيري كبد بيش از شش ماه طول بكشد بيماري را مزمن مي‌نامند. مرحله حاد معمولاً علائم كمتري ايجاد مي‌كند و فقط از طريق بررسي‌هاي آزمايشگاهي شناخته مي‌شود. در هپاتيت‌هاي مزمن ويروسي، تأثير مستقيم ويروس بر كبد آسيب رساننده نيست بلكه علائم و مشكلات، ناشي از دفاع بدن در برابر ويروس مي‌باشد. چون ويروس در سلول‌هاي كبدي نفوذ كرده و در آن پناه مي‌گيرد عوامل دفاعي براي مقابله با آن سلول‌هاي كبدي را مورد هجوم قرار مي‌دهند و از بين مي‌برند.

سرانجام هپاتيت مزمن چيست؟

$ هپاتيت‌هاي مزمن ويروسي برحسب پاسخ ميزبان و نوع ويروس پي‌آمدهاي گوناگوني دارند. در يك سر اين طيف ناقل سالم و در سر ديگر آن سرطان كبدي قرار دارد.

الف) ناقل سالم:

در اين گروه بيماراني قرار دارند كه بدن موفق نشده ويروس را كامل از بين ببرد ولي آن را در حالت سركوب نگاه داشته است، به ديگر سخن تعادلي بين ويروس و سيستم دفاعي به وجود آمده است.

شكل

چرا به اين افراد سالم مي‌گويند؟

$ در فرد ناقل سالم، ويروس هپاتيت سركوب شده، اختلال كبدي به وجود نيامده و علائمي از هپاتيت ندارد. طول عمر و كيفيت زندگي ايشان دقيقاً مثل افراد سالم است.

چه اقداماتي براي ناقل سالم مورد احتياج است؟

$ فرد ناقل سالم احتياج به درمان و نمونه‌برداري ندارد. فقط براي كنترل كاركرد كبد بايد هر شش ماه يكبار بررسي آزمايشگاهي شده تا در صورت شروع فعاليت ويروسي اقدامات بعدي براي آنها انجام شود.

ب) هپاتيت مزمن فعال:

در بيماران اين گروه ويروس سيستم ايمني را تحريك كرده در نتيجه سلول‌هاي دفاعي به كبد حمله كرده و بافت كبد را تخريب مي‌كنند. علائم باليني كمي دارند. ممكن است خستگي طولاني مدت، بي‌اشتهايي و حتي تهوع و استفراغ ديده شود. در بررسي‌هاي آزمايشگاهي و نمونه‌برداري از كبد اختلالاتي ديده مي‌شود.

با توجه به نتيجه نمونه‌برداري ممكن است احتياج به درمان ضد ويروسي باشد. نوع درمان بستگي به نوع ويروس داشته و در قسمت مربوط به هر ويروس به آنها اشاره خواهد شد.

ج) سيروز كبدي:

اين حالت ناشي از مرگ سلول‌هاي كبدي، جانشين شدن بافت فيبري بجاي سلول‌هاي سالم است كه به علت درگيري‌هاي مزمن ايجاد مي‌شود. ساختمان كبد به هم ريخته و حالت گرهي و سفت پيدا مي‌كند در فصل سيروز با علائم و درمان‌هاي آن آشنا مي‌شويم.

د) سرطان كبدي:

در هر ارگاني كه توليد و از بين رفتن سلول‌ها زياد باشد احتمال بروز خطاهاي ژنتيكي و رشد غيرعادي وجود دارد مثل پوست، مخاط دستگاه گوارش و مخاط رحم كه همگي از شايع‌ترين محل‌هاي سرطان هستند. التهاب مزمن هم مي‌تواند علتي براي سرطان تلقي شود. هيچ يك از تئوري‌هاي فوق در پيدايش سرطان كبدي به دنبال درگيري مزمن ثابت نشده‌اند. ولي به هر حال نقش درگيري مزمن ويروس‌ها در ايجاد سرطان كبدي انكارناپذير است. گرچه احتمال ابتلا به سرطان براي ويروس‌هاي مختلف متفاوت است ولي هيچ كدام بيش از 5% نيست.

آيا راهي براي جلوگيري از بروز سرطان وجود دارد؟

$ در صورت پيگيري مداوم بيمار و تجويز به موقع و صحيح دارو در صورت نياز، شانس ابتلا به سرطان كمتر مي‌شود. به هر حال احتمال ابتلا به سرطان در بيماران هپاتيتي بيشتر از جمعيت عادي است ولي كلاً شانس بالايي نيست و جاي نگراني زيادي نمي‌گذارد.

فصل 4

بررسي آزمايشگاهي كبد

براي بررسي كاركرد هر ارگاني آزمايش‌هاي خاصي وجود دارد. مثلاً براي بررسي كاركرد قلب از نوار قلب استفاده مي‌شود. همچنين براي برآورد كار كليه از سطح اوره خون و نيز آزمايش ادرار بهره‌گيري مي‌شود. كبد در عمليات متفاوتي دخالت داشته و اندازه‌گيري مواد اوليه يا مواد حاصله از عمليات كبدي مي‌تواند نشان دهنده كاركرد كبد باشد. از بين اين آزمايش‌هاي متعدد چند آزمايش به طور استاندارد پذيرفته شده و انجام آنها در بررسي‌هاي كبدي مرسوم شده است. اين آزمايش‌ها عبارتند از:

1ـ آنزيم‌هاي كبدي:

از بين آنزيم‌هاي متعدد كبدي سه آنزيم براي بررسي كاركرد كبد مورد اندازه‌گيري قرار مي‌گيرند. دو آنزيم ALT و AST در داخل سلول و آنزيم آلكالن فسفاتاز (Alkph) در غشا سلول وجود دارند. در اثر از بين رفتن سلول كبدي اين آنزيم‌ها در خون رها مي‌شوند. بنابر اين بالا رفتن اين آنزيم‌ها نشانه‌اي از تخريب سلول‌هاي كبدي است. دو آنزيم اول (ALT-AST) بيشتر نشان دهنده وضعيت سلول‌هاي كبدي و آلكالن فسفاتاز بيشتر نشان دهنده عملكرد و آسيب مجاري صفراوي به خصوص مجاري خارج كبدي است. سطح نرمال اين دو آنزيم در سيستم‌هاي متفاوت فرق مي‌كند و به طور كلي كمتر از 40 واحد بين‌المللي است. آلكالن فسفاتاز تا حد 300 براي بالغين و 1200 براي اطفال نرمال تلقي مي‌شود.

سطح آنزيم‌ها در هپاتيت حاد چگونه است؟

$ در هپاتيت‌هاي حاد ويروسي آنزيم‌ها تا حد 20 برابر نرمال و حتي بيشتر هم ممكن است بالا بروند كه اين امر عادي بوده ولي خود به خود پايين آمده و احتياج به پيگيري ندارد.

آنزيم‌ها در هپاتيت A (آ) تا چه مدت بالا مي‌مانند؟

$ انتظار بر آن است كه آنزيم‌ها طي 4 ماه به حد نرمال برگردند. ولي در مواردي تا 6 ماه و حتي بيشتر هم ممكن است بالا بمانند.

سطح آنزيم‌ها در فرد ناقل سالم چگونه است؟

$ فرد ناقل سالم مثل فرد عادي است. بنابر اين سطح آنزيم‌ها هم بايد نرمال باشد. در پيگيري دائمي فرد ناقل سالم سطح آنزيم‌هاي كبدي AST و ALT بررسي مي‌شود. در صورت بالا رفتن آنزيم‌ها حتي در حد 5/1 برابر نرمال فرد از حالت ناقل سالم خارج شده و احتياج به بررسي‌هاي بعدي دارد. بررسي سطح آنزيم‌ها آزمايشي نسبتاً ارزان بوده و كليدي قابل اطمينان براي بررسي كاركرد كبد است.

2ـ آلبومين:

مهمترين پروتئين خون بوده، توسط كبد توليد مي‌شود سطح نرمال آن در خون بين 5/3 تا 7 است. كاهش آن از حد 5/3 باعث خروج مايع از رگ و بروز ورم در پاها و آب آورده شكم مي‌شود. كمتر شدن سطح آلبومين از 5/2 از نشانه‌هاي درگيري شديد كبدي است.

3ـ گاماگلوبولين:

از ديگر پروتئين‌هاي كبدي است كه نشان دهنده وجود التهاب و عفونت مي‌باشد. حد نرمال آن 5/1 (تقريباً 20% پروتئين‌هاي خون) است. در صورتي كه ميزان گاماگلوبولين از اين حد بيشتر شود نشانه التهاب و فعاليت ويروس مي‌باشد.

4ـ زمان انعقاد خون (PT):

ساخت بعضي عوامل انعقادي بر عهده كبد است. اختلال كبدي و كاهش توليد اين عوامل باعث طولاني‌تر شدن زمان انعقاد و در نتيجه خونريزي مي‌شود. زمان انعقاد خون در شرايط آزمايشگاهي معمولاً در حد 13 يا 14 ثانيه طبيعي محسوب مي‌شود ولي چون عوامل محيطي تأثير زيادي بر اين زمان مي‌گذارند بجاي بررسي سطح مطلق PT، آن را با زمان انعقاد خون نرمال در همان شرايط مقايسه مي‌كنند. اين آزمايش شاخص خيلي معتبري براي بيماري‌هاي كبدي نيست.

5ـ بيلي روبين:

تخريب گلبول قرمز باعث آزاد شدن هموگلوبين و در مرحله بعدي قسمت پروتئيني آن يعني گلوبولين مي‌شود. گلوبولين طي عمليات خاصي به بيلي‌روبين تبديل مي‌شود. تجمع اين ماده و رسوب آن باعث ايجاد زردي مي‌شود. بيلي‌روبين برحسب وصل شدن به پروتئين خاصي در كبد به دو نوع مستقيم و غيرمستقيم تقسيم مي‌شود كه نوع اول قابل حل در آب و بنابر اين قابل دفع در ادرار است چون واكنش اين دو ماده در شرايط آزمايشگاهي با يكديگر متفاوت است براي آنها لفظ بيلي‌روبين مستقيم و غيرمستقيم (برحسب واكنش آزمايشگاهي) به كار مي‌رود. در بررسي‌هاي آزمايشگاهي مجموع بيلي‌روبين مستقيم و غيرمستقيم (بيلي‌روبين كل) و نيز بيلي‌روبين مستقيم به كار مي‌رود.

سطح نرمال بيلي‌روبين مجموعاً در حد 1 تا 5/1 و سطح بيلي‌روبين مستقيم در حد 2/0 تا 3/0 مي‌باشد. افزايش سطح بيلي‌روبين كل و نيز افزايش سطح بيلي‌روبين مستقيم از 20% بيلي‌روبين كل افزايش بيلي‌روبين تلقي شده و بايد پيگيري شود. در بيماري هپاتيت حاد سطح بيلي‌روبين كل معمولاً به 5/4 تا 5 مي‌رسد در فرد ناقل سالم در حد نرمال و در هپاتيت مزمن فعال مختصري افزايش يافته است. بيلي‌روبين براي بيماري‌هاي خوني و نيز بيماري‌هاي كيسه صفرا شاخص آزمايشگاهي مناسبي است. ولي براي بيماري هپاتيت بررسي مناسب و كليدي تلقي نمي‌شود.

6ـ نشانه‌هاي ويروسي:

نشانه‌هاي ويروس به دو دسته كلي تقسيم مي‌شوند يكي ذرات خود ويروس كه براي بدن عامل خاجي محسوب شده و اصطلاحاً آنتي‌ژن (Ag) ناميده مي‌شوند. واكنش بدن در مقابل هر عامل خارجي يا آنتي‌ژن توليد نوعي پروتئين خنثي كننده يعني آنتي‌بادي (پادتن) است. هر ويروس و آنتي‌ژني، آنتي‌بادي خود را دارد و اين آنتي‌بادي‌هاي خاصيت درماني و در بعضي موارد خاصيت مصونيت‌زايي دارند. گرچه از نظر تئوريك همه ويروس‌ها آنتي‌ژن دارند ولي در عمل همه آنتي‌ژن‌ها قابل شناسايي نيستند. برخي از ويروس‌ها هم بيش از يك آنتي‌ژن دارند كه در جاي خود به آنها اشاره مي‌كنيم.

شكل

نوع آنتي‌بادي برحسب زمان درگيري متفاوت است بنابر اين برحسب نوع آنتي‌بادي مي‌توان درباره زمان درگيري اظهار نظر كرد. امروزه با پيشرفت دانش مي‌توان ذرات ژنتيكي ويروس را در خون يا بافت كبد جستجو كرد كه به آن (پي‌سي‌آر) (Polymerase Chain Reaction) PCR مي‌گويند. اين آزمايش در برخي آزمايشگاه‌هاي تخصصي انجام شده و هزينه بالايي دارد. به همين علت در خط دوم آزمايش‌ها قرار داشته و براي تأييد اختلالات يافت شده در آزمايش‌هاي ساده‌تر و ارزان‌تر به كار مي‌رود. در قسمت بررسي هر ويروس مجدداً درباره نشانه‌هاي ويروسي بحث خواهيم كرد.

از بين آزمايش‌هاي فوق كدام يك براي بررسي كاركرد كبد و وضعيت آن مناسب‌تر است؟

$ بررسي سطح آنزيم‌هاي كبدي و سطح آلبومين مهمترين شاخص كاركرد كبد هستند. معمولاً فقط از سطح آنزيم‌ها استفاده مي‌شود. بيلي‌روبين و زمان انعقاد خون (PT) در بسياري از بيماري‌ها اختلال نشان مي‌دهند و شاخص مناسبي براي هپاتيت نيستند. نشانه‌هاي ويروس (آنتي‌ژن و آنتي‌بادي) فقط در مراحل حاد براي تعيين نوع بيماري و روند درماني مناسبند ولي براي پيگيري، شاخص مناسبي نيستند و كاربردي ندارند. بررسي ذرات ژنتيكي ويروس يعني پي‌سي‌آر (PCR) براي تأييد آزمايش‌هاي قبلي، ميزان فعاليت ويروس و تصميم‌گيري در مورد بيوپسي (نمونه‌برداري از بافت كبد) كاربرد دارد.

<<< Back | Next >>>