سنجش ميزان وقوع بيماري 

 

سالها پيش فيزيکدان معروف، جيمز ماکسول (James Maxwell, 1831 - 1879)، گفت : " تمام پيشرفتهاي بزرگ علم را مديون کساني هستيم که براي يافتن اطلاعاتي در مورد هرچيز ، کوشش کردند " لرد کلوين (Lord Kelvin , 1824 - 1907 ) ، مهندس ، رياضيدان و فيزيکدان نوشته است :    دانش هر فرد در علم هنگامي آغاز مي شود که وي بتواند آنچه را که در موردش صحبت مي کند اندازه گيري کرده و به ارقام بيان نمايد. "
براي تحقيق در مورد انتقال بيماري در جمعيتهاي انساني ، لزوما بايد قادر باشيم هم ميزان وقوع بيماري و هم مرگ و مير ناشي از بيماري را اندازه گيري نماييم. لذا در اين فصل رويکردي خواهيم داشت به استفاده از " ميزانها " براي بيان نسبت بيماران به کل جمعيت توزيع بيماري (Morbidity ) و ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري (Mortality ) . در فصل آينده هم به بحث در مورد آزمونهاي غربالگري (Screening) و تشخيص براي افتراق افراد بيمار از آنهائيکه بيمار نيستند مي پردازيم .
براي شروع، گسترش و روند بيماري را در يک فرد در طي يک دوره زماني در نظر مي گيريم .
شکل ١-٣  يک چهارچوب زماني را براي گسترش بيماري در فرد نشان مي دهد . همانطور که در اين شکل ديده مي شود ، فرد ابتدا سلامت است ( فاقد بيماري است ) و در يک نقطه زماني ، روند بيولوژيک بيماري آغاز مي شود.

 

شکل ١-٣  : سابقه طبيعي بيماري و تعدادي منابع اطلاعاتي مرتبط با زمان

 

 اغلب فرد متوجه نمي شود که چه زماني بيماري در وي شروع مي شود . سپس علائم بيماري ظاهر و فرد را محتاج مراقبتهاي پزشکي مي نمايد . در شرايط خاص ممکن است بمنظور تشخيص ، درمان و يا هر دوي آنها نياز به بستري شدن در بيمارستان باشد . بهر حال در يک نقطه تشخيص داده شده و درمان آغاز مي گردد . بالاخره ماحصل بيماري مي تواند منتج به بهبودي ، کنترل بيماري ، ناتواني و يا مرگ شود.
چه منابع اطلاعاتي را مي توان براي آگاهي از بيماري فرد، مورد استفاده قرار داد؟ در موارديکه فرد در بيمارستان بستري است ، استفاده از گزارشهاي پزشکي و بيمارستاني سودمند خواهد بود. اما اگر نيازي به بستري در بيمارستان نباشد، گزارش پزشک معالج بهترين منبع خواهد بود. در صورتيکه بخواهيم اطلاعاتي را راجع به بيماري فرد در زمانيکه هنوز تحت مراقبتهاي پزشکي قرار نگرفته است ، بدست آوريم مي توانيم از طريق يک پرسشنامه و يا مصاحبه با خود بيمار ، به اين مهم نائل آييم .
آنچه در اين شکل نشان داده نشده است ، گزارش شرکتهاي بيمه گر است که مي تواند در مقاطعي اطلاعات بسيار مفيدي را در اختيار ما قرار دهد .
منابع اطلاعاتي ، روي ميزانهايي که براي محاسبه وقوع بيماري بکار مي روند ، تاثير خواهد گذاشت ، بعنوان مثال ، گزارشهاي بيمارستاني حاوي داده هاي مربوط به بيماراني نيست که فقط در مطب پزشکان تحت معالجه قرار گرفته اند . بنابراين هنگاميکه ميزان وقوع يک بيماري خاص را مشاهده مي کنيم ، بايد قبل از اينکه به تفسير نتايج و مقايسه آن با گزارشات مربوط به ساير جوامع و در مقاطع زماني مختلف بپردازيم منابع اطلاعاتي مربوط به بيماران را مشخص نماييم .  
وقوع بيماري را مي توان با استفاده از ميزانها يا نسبتها اندازه گيري نمود . " ميزانها" (Rates)- به ما مي گويند که بيماري با چه سرعتي در يک جمعيت اتفاق مي افتد و " نسبتها " (Proportions) بيان مي کنند که چه ميزان از يک جمعيت تحت تاثير بيماري قرار گرفته است ، اجازه دهيد باز گرديم به اينکه چگونه از ميزانها و نسبتها براي بيان گسترش يک بيماري در جامعه يا ساير جمعيتها استفاده مي کنيم .
ابتدا شاخصهاي مربوط به ميزان گسترش بيماري (Morbidity) مورد بحث قرار خواهد گرفت و سپس به شاخصهاي مربوط به مرگ و مير ناشي
از بيماري (Mortality) مي پردازيم .
شاخصهاي مربوط به ميزان گسترش بيماري ( Morbidity) :
ميزان بروز ( Incidence ) = انسيدانس
مطابق تعريف بروز يک بيماري به تعداد موارد جديد آن بيماري اطلاق مي شود که در يک مقطع زماني مشخص و در يک جمعيت مستعد ابتلاء به آن بيماري ديده مي شود.
            تعداد موارد جديد يک بيماري در جمعيت و در يک مقطع زماني مشخص
١٠٠٠× -------------------------------------------------------------- = ميزان بروز در ١٠٠٠
            تعداد افراد در معرض خطر ابتلا به آن بيماري در همان مقطع زماني
در اينجا ، نتيجه حاصله در عدد ١٠٠٠ ضرب شده است بنابراين مي توان ميزان بروز در هزار نفر را بيان کرده انتخاب عدد هزار کاملا اختياري و دلبخواهي است . مي توان بجاي آن از عدد ١٠ هزار ، يک ميليون و يا هر عدد ديگري استفاده کرد.
نکته اساسي که در تعريف ميزان بروز وجود دارد همان موارد جديد بيماري است . انسيدانس ، اندازه گيري وقايع است - گسترش بيماري در فرديکه قبلا آنرا نداشته است .
از آنجائيکه انسيدانس ، اندازه گيري وقايع است ( گذر از مرحله غير بيماري به بيماري ) اندازه گيري ميزان خطر نيز مي باشد . اين خطر را مي توان در گروههاي جمعيتي مختلف نظير يک گروه سني خاص ، ومردان يا زنان ، يک گروه شغلي ، و يا جمعيتي که در معرض خطر يک عامل محيطي خاص نظير پرتوها و يا سموم شيميايي قرار دارد ، جستجو نمود.
مخرج کسر در انسيدانس بيانگر تعداد افرادي است که در معرض خطر ابتلاء به يک بيماري هستند . براي اينکه معني دار باشد ، هر فرديکه در مخرج کسر قرار مي گيرد بايد داراي استعداد بالقوه براي ابتلاء به بيماري خاص مورد نظر هم باشد .
بعنوان مثال هنگاميکه مي خواهيم ميزان بروز سرطان رحم را اندازه گيري نماييم . جمعيت مورد مطالعه فقط شامل زنان خواهد بود چرا که مردان پتانسيل قرار گرفتن در مخرج کسر را ندارند . بعبارت ديگر مردان هيچگاه در معرض خطر ابتلاء به سرطان رحم نيستند . اگر چه اين مطلب بظاهر خيلي روشن و واضح است اما هميشه اينگونه نيست و ما باز هم در ادامه به بحث پيرامون اين موضوع خواهيم پرداخت .
نکته مهم ديگري که در مخرج کسر وجود دارد . مسئله زمان مي باشد ، براي آنکه انسيدانس معرف ميزان خطر باشد ، بايد يک دوره زماني مشخص داشته باشيم بطوريکه بدانيم تمام افراد گروه که در مخرج کسر وجود دارند ، در طي آن دوره زماني تحت پيگيري قرار گرفته اند. انتخاب دوره زماني اختياري است ، مي توان انسيدانس را در ١ هفته ، ١ ماه ، ١ سال ، ٥ سال و نظاير آن محاسبه کرد، تنها نکته مهم اين است که زمان کاملا مشخص بوده و تمام افراد در معرض خطر در طي تمام دوره زماني مورد نظر تحت پيگيري قرار گرفته باشند.
انسيدانس محاسبه شده با استفاده از يک دوره زماني که طي آن تمام افراد مختلف و در معرض خطر لحاظ شده باشند انسيدانس مرکب ( يا فزاينده ) مي نامند " Cumulative Incidence " که در حقيقت همان اندازه گيري خطر است .
اغلب تمام افراد مخرج کسر براي تمام آن دوره زماني مشخص مورد پيگيري قرار نمي گيرند . اين امر بدلايل مختلف نظير توقف پيگيري ، پيگيري افراد در مقاطع زماني با مدت متفاوت مي باشد. در اين موارد ميزان انسيدانس (Incidence rate) و يا تراکم انسيدانس ( Incidence density) مورد محاسبه قرار مي گيرد که در آن يمخرج کسر شامل مجموع زمانهاي مختلف است که هر فرد در معرض خطر بوده است . اين حالت اغلب با واژه هاي فرد - سال بيان مي شود که در فصل ٥ بيشتر به آن خواهيم پرداخت .
در برخي موارد معمول است بجاي آنکه زمان را بطور واضح و مشخص تعيين کنند ، بصورت ضمني و تلويحي بدان اشاره مي نمايند . بعنوان مثال در همه گيري بيماريهاي ناشي از غذا ، مي دانيم که اکثر موارد در طي چند ساعت تا چند روز بعد از قرار گرفتن در معرض غذاي آلوده اتفاق مي افتد . بنابراين موارد اتفاق افتاده بيماري که چند ماه بعد بوقوع مي پيوندد در محاسبات مربوط به آن همه گيري لحاظ نمي شوند.
اما در اکثر موارد که دانش بيولوژي فعلي  و روند طبيعي بيماري هنوز نتوانسته است قالب زماني مشخصي را براي آن بيماري تعريف کند، بايد در محاسبات خود دقيقا به زمان مورد نظر اشاره نماييم .
اگر چه در بيشتر موارد لازم است انسيدانس را با مشخص کردن دقيق مخرج کسر بيان نماييم اما گاهي اوقات تعداد موارد بيماري خود به تنهايي آگاهي بخش است . بعنوان مثال شکل ٢-٣  گزارش تعداد موارد مورد انتظار و مشاهده شده سل را در ايالات متحده طي سالهاي ١٩٨٠ تا ١٩٩٢ نشان مي دهد. ( توجه داشته باشيد که محور عمودي در مقياس لگاريتمي است ) .

شکل ٢-٣  : گزارش تعداد موارد مورد انتظار و مشاهده شده سل در ايالات متحده
کمترين موارد گزارش شده سل طي يکسال در ايالات متحده ( از زمان شروع گزارش ) در سال ١٩٨٥ بود، تعداد بيماران از سال ١٩٨٠ تا ١٩٨٥ رو به کاستي نهاد و نمودار نشان مي دهد که تعدا موارد قابل انتظار بيماري همچنان به سير نزولي خود ادامه داده است . ناگهان در سال ١٩٨٥ روند رو به کاهش متوقف گرديد و از سال ١٩٨٥ تا ١٩٩٢ موارد گزارش شده سل افزايش ٢٠ درصدي را نشان داد  بطوريکه تعداد بيماران ٥١٧٠٠ نفر بيشتر از حد انتظار بود.
اکثرا افزايش سل که در اينجا ديده مي شود همراه با عفونت ناشي از ويروس مولد نقص ايمني بود ( Human immunodeficiency virus = HIV). بهر حال حتي تا قبل از شناسائي سندرم نقص ايمني اکتسابي ( Aquired immunodeficiency syndrome = AIDS) و ويروس HIV بعنوان عوامل عمده تهديد کننده سلامتي جامعه ، بيماري سل خصوصا در برخي از مناطق شهر نشين ايالات متحده بعنوان يک خطر جدي که اغلب ناديده گرفته مي شد ، بحساب مي آمد .
ملاحظه مي کنيم حتي يک نمودار که تعداد موارد بيماري را مشخص مي کند، در موارديکه دليلي مبني بر وجود تغييرات عمده در مخرج کسر در طي يک زمان مشخص وجود ندارد مي تواند بسيار سودمند باشد .
ميزان شيوع ( Prevalence ) :
بنا به تعريف ميزان شيوع يک بيماري عبارتست از (( خارج قسمت تعداد افراد مبتلا به بيماري، در جامعه در يک زمان مشخص بخش بر تعداد کل افراد آن جامعه در همان زمان ))
            تعداد افراد مبتلا به بيماري در يک جمعيت در يک زمان مشخص
١٠٠٠ × ------------------------------------------------------------- = ميزان شيوع در ١٠٠٠ نفر
                  تعداد کل افراد آن جمعيت در همان زمان
بعنوان مثال اگر علاقمند به اين هستيم که بدانيم ميزان شيوع " آرتريت " در يک جامعه و در يک تاريخ مشخص چقدر است مي توانيم بامراجعه به درب تک تک منازل و انجام مصاحبه و معاينه باليني تمام افراد، تعداد بيماراني را که در آن روز دچار آرتريت بوده اند را مشخص کنيم . عدد بدست آمده صورت کسر شيوع بيماري را تشکيل مي دهد . مخرج کسر شامل تعداد کل افراد مورد بررسي در آن تاريخ مي باشد.
چه تفاوتي بين " بروز " و " شيوع " وجود دارد ؟ شيوع را مي توان قسمتي از جامعه در يک زمان معين در نظر گرفت که مشخص مي کند در آن زمان چه کسي دچار بيماري است و چه کسي عاري از آن مي باشد ، اما نکته مهم اينکه تعيين نمي کنيم چه زماني بيماري بوجود آمده است، برخي افراد ممکن است همين ديروز ، چند هفته قبل ،‌چند سال قبل ، ١٠ يا ٢٠ سال پيش دچار آرتريت شده باشند .
بنابراين هنگاميه يک جامعه را از نظر شيوع يک بيماري مورد ارزيابي و بررسي قرار مي دهيم عموما مدت بيماري را بحساب نمي آوريم .
نتيجه اينکه صورت کسر ميزان شيوع شامل مخلوطي از افراد بيمار است که مدت زمان بيماري آنها با هم متفاوت است ، بنابراين در اينجا ما ميزان خطر را اندازه گيري نمي کنيم . اگر مايل به تعيين ميزان خطر هستيم بايد بروز بيماري ( انسيدانس ) را اندازه گيري نماييم زيرا بر خلاف " شيوع " انسيدانس شامل موارد و اتفاقات جديد است .
در محافل پزشکي و بهداشتي از واژه شيوع غالبا به دو طريق استفاده مي کنند :
شيوع نقطه اي (Point Prevalence) : شيوع يک بيماري در يک نقطه از زمان که در مورد آن بحث کرده ايم .
شيوع دوره اي (Period Prevalence ) : شامل تعداد افراديکه در هر زماني از يک دوره زماني مشخص مثل يکسال تقويمي .
مبتلا به بيماري بوده اند ممکن است برخي افراد در طي آن دوره به بيماري مبتلا شده باشند و برخي ديگر قبل از آن دوره بيماري را گرفته و در طي آن دوره زماني فوت  کرده باشند . آنچه مهم مي باشد اين است که تمام افراد محاسبه شده در صورت کسر در زماني از آن دوره مورد نظر بيماري را داشته اند .
در جدول  ١- ٣  به انواع شيوع و همچنين " بروز مرکب ( تجمعي ، فزاينده ) " در ارتباط با بيماري آسم اشاره شده است .
در ارتباط با شيوع نقطه اي ، بسيار نزديک به غير ممکن است که کل يک شهر را تنها در يک روز مورد ارزيابي قرار دهيم ،‌ اگر چه از لحاظ مفهومي اشاره ما در شيوع نقطه اي به يک لحظه از زمان است ولي آنچه که واقعا اتفاق مي افتد اين است که بررسي و ارزيابي مدت زمان بيشتري بطول خواهد انجاميد ، هنگاميکه به کلمه " شيوع " بر مي خوريم بدون آنکه نوع آن  مشخص باشد، منظور " شيوع نقطه اي " است ، بنابراين در ادامه اين فصل ، هر جا صحبت از شيوع است ، شيوع نقطه اي مد نظر مي باشد.
 جدول  ١- ٣ : نمونه هاي شيوع دوره اي و نقطه اي در مصاحبه مطالعاتي بيماري آسم

 

 
بياييد بروز و شيوع را در نظر بگيريم . شکل ٣-٣ پنج مورد از يک بيماري را در سال ٢٠٠٠ در يک جامعه نشان مي دهد . اولين مورد از بيماري در سال ١٩٩٩ اتفاق افتاد و فرد در سال ٢٠٠٠ فوت نمود.  مورد دوم در سال ٢٠٠٠ اتفاق افتاد و بيماري فرد تا سال ٢٠٠١ ادامه يافت .  بيمار سوم فردي بود که در سال ٢٠٠٠ مبتلا شد و در همان سال معالجه گرديد .  فرد چهارم در سال ١٩٩٩ بيماري را گرفت و در سال ٢٠٠٠ معالجه شد و بالاخره مورد آخر در سال ١٩٩٩ بيمار شد و بيماري وي تا سال ٢٠٠١ ادامه پيدا کرد. 

شکل ٣-٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

در اين مثال تنها به تعداد موارد بيماري ( صورت کسر) اشاره کرديم و از مخرج کسر چشم پوشي نموديم . در اين مثال صورت کسر براي محاسبه " بروز " چيست ؟ همانطور که مي دانيم انسيدانس تنها به محاسبه موارد جديد مي پردازد و از آنجا که ٢ مورد از ٥ بيمار در سال ٢٠٠٠ به بيماري مبتلا شده بودند بنابراين صورت کسر براي محاسبه ميزان بروز در اين مثال ٢ خواهد بود.
در مورد شيوع نقطه اي صورت کسر چيست ؟ پاسخ به اين مسئله بستگي دارد که ارزيابي شيوع در چه زماني انجام گرفته . ( شکل ٤ -٣ ) .
بنابراين اگر بررسي در ماه مي انجام گرفته باشد صورت کسر ٤ خواهد بود و اگر در ماه جولاي انجام شده باشد باز هم صورت کسر ٤ خواهد بود . اما اگر در ماه سپتامبر بررسي شده باشد پاسخ عدد ٣ بوده و بالاخره در ماه دسامبر صورت کسر عدد ٢ مي باشد . پس در مي يابيم ميزان شيوع به زمان ارزيابي بستگي دارد که در طي دوره يکساله انجام مي شود.

شکل ٤ -٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

 شکل  ٥-٣ رابطه بين بروز و شيوع رانشان ميدهد .ظرف معرف جامعه و دانه هاي موجود در ان معرف ميزان شيوع  يک   بيماري در آن جامعه است  چگونه ميتوانيم ميزان شيوع  را افزايش دهيم؟ 

شکل ٥-٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

همانطور که درشکل ٦-٣_ملاحظه  ميکنيد ميتوان اين  کاررابوسيله  انسيدانس (بروز) يعني با اضافه کردن  موارد جديد انجام داد،چگونه مي توان دانه ها را از ظرف خارج کرد يا بعبارت  بهتر ميزان شيوع را کاهش داد ؟

شکل ٦ -٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

همانطور که در شکل ٧ - ٣ ديده مي  شود اين امر با معالجه  بيماران يا مرگ آنها اتفاق مي افتد .

شکل٧ -٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

 البته پر واضح است که ازمنظر  بيمار وقوع هر يک ا زاين دو بسيار متفاوت با ديگري است ولي در ارتباط باشيوع  هر دوي آنها داراي اثر مشابهي خواهند بود . يعني کاهش تعداد افراد مبتلا در جمعيت و به تبع آن کاهش شيوع بيماري .بنابراين آنچه مسلم است وجود يک وضعيت ديناميک مي باشد که در شکل ٨-٣ نشان داده شده است .

شکل٨ -٣ : نمونه اي از بروز و شيوع

 

افزايش مداوم موارد جديد ( انسيدانس = بروز ) باعث افزايش شيوع مي شود در حاليکه مرگ و / يا معالجه ميزان شيوع را کاهش مي دهد.
تاثير کاهنده مرگ و معالجه روي ميزان شيوع مبناي يک مطلب بسيار مهم در علم پزشکي و بهداشت جامعه مي باشد، بعنوان مثال ، شما تصور مي کنيد هنگاميکه انسولين براي اولين بار در دسترس قرار گرفت چه اتفاقي روي ميزان شيوع ديابت افتاد ؟ ميزان شيوع افزايش پيدا کرد زيرا ديابت معالجه نشد بلکه تنها کنترل شد . بسياري از افراد مبتلا به ديابت که قبلا مي مردند اکنون زنده مي ماندند و ميزان شيوع اين بيماري را  افزايش ميدادند.
بوجود آمدن اين حالت بظاهر پارادوکس اغلب هدف برنامه هاي بهداشتي جامعه است يعني روشي که باعث افزايش بقاء بيماران يا شناسايي بيماري در تعداد بيشتري از مردم مي گردد و نتيجه آن چيزي جز افزايش آشکار شيوع يک بيماري نيست .
البته ناگفته نماند ، متفاعد کردن برخي مردم به پذيرفتن برنامه هايي که موفقيت آنها متضمن افزايش شيوع بيماري است ، بسيار مشکل مي باشد ، اما بهر حال اين وضعيت براي بيماريهائيکه مرگ و مير ناشي از آنها قابل جلوگيري و معالجه آنها غير ممکن است اتفاق مي افتد .
قبلا گفتيم که اندازه گيري ميزان شيوع به معناي اندازه گيري ميزان خطر نيست . پس چرا بايد خود را براي تخمين شيوع يک بيماري به زحمت بياندازيم ؟ ميزان شيوع شاخص مهم و سودمندي براي اندازه گيري ظرفيت جامعه براي حمل بيماري است . بعنوان مثال چه تعداد بيمار مبتلا به آرتريت در جامعه وجود دارد ؟ آگاهي از اين مطلب به ما کمک مي کند که دريابيم به چه تعداد درم