خانواده فرد بيمار سرطاني 

افراد خانواده فرد سرطاني در يک توطئه سکوت در مورد بيمار شريک هستند. اين افراد گاهي به قدر خود بيمار افسرده مي باشند. مددکار اجتماعي مي تواند کمکهاي لازم را بنمايد.

بازماندگان بيمار نسبت به پزشک معالج بيمار احساسات دوگانه دارند و سوالاتي را در ذهن خود مطرح مي سازند:

آيا همه کارهاي ممکن انجام گرفته است؟

چه کار اضافي مي توانست براي بيمار انجام گيرد؟ خطاها چه بوده اند؟

توصيه مي شود که اگر سوالي براي بازماندگان باقي مانده است حتما جواب داده شود.

حتي اگر مرگ بيمار پيش بيني شده باشد بازماندگان ممکن است آن را باور نکنند البته در اين شرايط سن بيمار اثر بسيار مهمي دارد و مشکلات عاطفي در فاميل بيمار جوان داراي عمق بيشتري است.

عزاداري براي بازماندگان داراي دو مرحله مي باشد:

1- مرحله   حاد : احساس از دست دادن عزيز خانواده، گريه و شيون.

2-     مرحله مزمن: گوشه گيري، اشتغال فکري با مرحوم، کاهش تمرکز حافظه و افسردگي.

برگشت به زندگي، يادآوري خاطرات شيرين و تلخ کلا حدود يکسال طول مي کشد.

معمولا 6 هفته پس از مرگ بيمار مرحله عزاداري پايان مي پذيرد، ولي براي تطبيق با وضع جديد پس از مرگ بيمار حدود يکسال وقت لازم است. نسبت بازمانده با فرد فوت شده، جنس و سن فرد بازمانده و سابقه وضع رواني او در طول مدت عزاداري و شدت آن موثر است.

 

 

طول عمر بازماندگان

طول عمر بازماندگان اشخاص سرطاني کوتاه تر از اشخاص ديگر است، در 6 ماه اول پس از مرگ بيمار، ميزان مرگ و مير در آنها 20 تا 40 درصد بيشتر از گروه سني مشابه است. علت مهم آن توجه به سلامت درسال اول عزاداري است. 5 سال پس از مرگ بيمار سرطاني طول عمر بازماندگان مشابه گروه سني مشابه است.