عوارض عصبي درمان سرطان:
عوارض عصبي داروهاي ضد سرطان در حال افزايش است. علت افزايش عوارض ، زياد شدن عمر بيماران و زنده ماندن آنها تا مشاهده عوارض ديررس سرطان ميباشد. عوارض عصبي راديوتراپي مانند آنسفالوپاتي رادياسيون فتق حاد پياز مغز، ميلوپاتي گذرا و مزمن، نوروپاتي ها مخصوصا عصب بازوئي و اسکولوپاتي ها همه ديده ميشوند. ولي معمولا اين عوارض پايدار نيستند و بهبود مي يابند.
آنسفالوپاتي راديوتراپي ممکن است ايجاد مشکل تشخيصي کند زيرا 6 تا 10 هفته پس از راديوتراپي بروز ميکند و ميتواند عوارض موضعي يا عمومي گرفتاري سيستم عصبي را ايجاد کند. سردرد و بيخوابي عارضه درمان پيش گيري لوسمي مغز و راديوتراپي با 2400 راد ميباشد. در آنها که ضايعه تومورال موضعي است و بيشترين اشعه به منطقه تومور داده شده است عوارض موضعي بروز ميکند که ممکن است با عود بيماري اشتباه شود.
عوارض معمولا به درمان با استروئيد جواب مناسب ميدهند و خودبخود پس از چند روز و يا چند هفته بهبود ميابند. يک نوع ديگر آنسفالوپاتي رادياسيون 12-14 ماه پس از راديوتراپي بروز ميکند و با افزايش فشار داخلي جمجمه و علائم عصبي موضعي همراه است که باز هم تصور عود بيماري ميرود. CT اسکن منطقه روشني را نشان ميدهد که با تزريق ماده حاجب تغيير نميکند. از نظر آسيب شناسي ضايعه منطقه نکروز مشاهده مغز را که با انسداد عروق کوچک مغز همراه است نشان ميدهد. درمان با برداشتن منطقه نکروز شده با جراحي در صورتي که قابل دسترس باشد همراه است.
افزايش شيوع سرطان مجدد مغز و يا تومورهاي خوش خيم چندين سال پس از راديوتراپي وجود دارد.
ميليت پس از راديوتراپي: ميلوپاتي بر اثر راديوتراپي دو نوع تحت حاد و مزمن دارد. نوع تحت حاد 6 تا 10 هفته پس از راديوتراپي ديده ميشود و بيشتر پس از راديوتراپي کردن بروز ميکند و با علامت لرميت Lhermitte’s Sign (که عبارت از درد شديد نظير برق گرفتگي که در قسمت پائين پشت وقتي که گردن خم شده است) مشخص ميشود. علت اين درد از بين رفتن ميلين ستونهاي خلفي نخاع است.
علامت لرميت براي چند هفته باقي ميماند و سپس بهبود مي يابد. درمان بخصوص به جز درمان ضددرد لازم نيست. ميلوپاتي تحت حاد لزوما بعدها به نوع مزمن مبدل نميشود. نوع مزمن ميلوپاتي يک سال پس از راديوتراپي بروز ميکند بيماري بصورت سندرم برون سکوآر Brown- Sequard (ضعف عضلاني در يک طرف بدن و از بين رفتن حس درد و حرارت در طرف ديگر) بروز ميکند بيماري همواره بدون درد نيست. دردهاي ريشه اي ممکن است موجود باشد که تصور فشار بر نخاع را بتوسط تومور ايجاد ميکند. بيماري بتدريج به ميلوپاتي عرضي Transverse Myelopathy مبدل ميشود. ولي پاراپلژي کامل نادر است. گاهي اوقات بيماري خودبخود بهبود مي يابد. درمان با استروئيد بعضي اوقات پيشرفت بيماري را متوقف ميسازد.
چون تظاهرات بيماري با فشار بر نخاع شبيه است ميلوگرافي ضروري است. گاهي اوقات نخاع چنان متورم شده است که انسداد کامل بوجود مي آورد و گاهي اوقات نخاع آتروفيک و نازک شده است.
پاتوژني بيماري واسکوليت Vasculitis عروق نخاع ميباشد و در آسيب شناسي نکروز ديده ميشود.
نوروپاتي رادياسيون: شبکه عصبي بازوئي Brachial بيشتر مبتلا ميشود. وقتي که شبکه بازوئي در طيف راديوتراپي قرار دارد علائم بيماري را يکسال بعد از راديوتراپي نشان ميدهد.
اين بيماران درد کمتري از آنها که شبکه بتوسط تومور مورد تهاجم قرار گرفته است دارند. ضعف عضلاني در عضلاتي که از قسمت بالائي شبکه (شانه بازو) عصب ميگيرند بيشتر است( برخلاف تهاجم تومور که ضعف در ساعد و دست بيشتر است). اختلالات حسي کمتر است و بالاخره بايد يادآور شد که موارد نادري از بيماري عصبي شبيه نورون حرکتي(Neoron disease Motor) همراه با راديوتراپي عمومي محور عصبي(Neuraxis) گزارش شده، در معاينه باليني حفره زيربغلي و فوق ترقوه سفت و فيبروزه است ولي توده اي احساس نميشود. گاهي اوقات نميتوان وجود تومور را ازفيبروز بدون بيوپسي تشخيص داد.
سارکوم نوروژيک: سارکم عصب عارضه نادر راديوتراپي است و سالها پس از راديوتراپي بروز ميکند. علائم بيماري درد شديد در منطقه عصب و سپس احساس يک توده تومور در مسير آن ميباشد. اين نوع سارکومها زود پيشرفت ميکنند و به راديوتراپي و يا شيمي درماني جواب مساعد نمي دهند.
شيمي درماني: تعدادي از داروهاي شيمي درماني عوارض اعصاب مرکزي يا محيطي ايجاد ميکنند.
شايعترين عوارض با آلکالوئيدهاي وينکا Vinca Alkaloids مشاهده ميشود که در همه بيماران تحت درمان بروز ميکند.
گزگز، بي حسي نوک انگشتان و از بين رفتن رفلکس هاي وتري (رفلکس هاي وتري مچ پا زودتر از همه از بين ميرود) ديده ميشود.
ديستزي Dysthesiasدردناک نيز گاهي بروز ميکند . ساير عوارض عبارتند از : فلج روده ها که گاهي به انسداد روده شبيه ميشود ترشح نامناسب ADH با کم شدن سديم خون و تشنج و فلج اعصاب مرکزي و اختلالات اعصاب خودکار با کم فشاري خون در حال ايستادن که معمولا شايع نيستند. گاهي اوقات درد شديد قسمت قدامي رانها پس از تزريق وينکريستين ديده ميشود. درد ممکن است پس از تزريق بعدي نيز ايجاد شود و يا فقط يکبار بروز کند. ضعف عضلات يکطرفه يا دوطرفه نيز ديده شده است. نوروپاتي محيطي با قطع درمان بهبود مي يابد اگرچه ممکن است بهبودي به آهستگي پديد آيد.
درمان مداوم با متوترکسات، مخصوصا درمان داخل نخاعي در آنها که راديوتراپي مغز نيز شده اند گاهي نکروز ماده سفيد مغز و آتروفي منتشر قشر نيمکره Cortex را همراه با کاليسفيکاسيون ايجاد ميکند.
اين نوع لکوآنسفالوپاتي Leukoencephalopathy با درمان تزريقي متوترکسات در آنها که راديوتراپي مغز شده اند نيز بروز ميکند. کم شدن ماده سفيد مغز ار ميتوان با CT اسکن تشخيص داد. اگر بيماري حدس زده شود و تشخيص داده شده با قطع متوترکسات ميتوان آنرا متوقف کرد. تزريق داخل وانتريکولي متوترکسات نيز آنسفالوپاتي نکروزان کسنده ايجاد ميکند.