عوارض زيادي داروها Overdose 

عفونتها

اختلالات رواني، اولين و پايدارترين علامت آنسفالوپاتي متابوليک ميباشند. بيقراري، هيجان، زودرنجي، بيخوابي يا خواب آلودگي و کابوس قبل از ساير علائم ظاهر ميشوند. بعضي از بيماران مضطرب، افسرده و ترسيده بنظر ميرسند و بعضي ديگر حرکات جنون آميز ميکنند و بعضي نيز مي گويند که مي ترسند ديوانه ميشوند ولي اغلب بيماران به محيط اطراف خود بي توجه هستند و اگر مزاحم آنها نشوند مي خوابند.

هرچقدر که آنسفالوپاتي پيشرفت ميکند بيمار بتدريج خواب آلوده تر و گيج تر ميشود و بالاخره به اغماء ميرود و اختلالات شناسائي محيط زيادتر ميشود. حافظه به خاطرات نزديک Immediate Recall و قوه فهم مطالب (Abstract) مختل مربوط ميشود.

اختلال در اين اعمال مغز سبب ميشود که درک غلط Perceptual Errors هذيان و عوضي گرفتن Illusion پديد آيد.

سپس اختلال اعصاب حرکتي و سيستم عصبي خودکار اضافه ميشود. لرزش استريکسيس Asterixis = Liver Flap = Flapping Tremor

ميوکلوني Myoclonus علائم باليني مشخص آنسفالوپاتي متابوليک ميباشند. ميوکلوني و استريکسيس در يک بيمار رواني وجود ندارد و ميتواند در تشخيص افتراقي بين بيماري رواني و آنسفالوپاتي متابوليک کمک کند.

اختلال تنفس نيز در آنسفالوپاتي متابوليک ديده ميشود و بعلت اختلال اسيد و باز است.

از نظر تشخيصي ميتوان از الکتروانسفالوگرام =EEG=Electroencephalogram کمک گرفت زيرا که امواج زمينه Background معمولا آهسته تر از امواج طبيعي و امواج غيرطبيعي دوطرفه است. آهستگي امواج نشانه اختلال نوروني است و دوطرفه مي باشد که آن نشانه اختلال منتشر است. در متاستازها معمولا امواج غيرطبيعي اگر موجود باشد، يکطرفه است. در هذيان شديد EEG طبيعي وجود آنسفالوپاتي را رد ميکند و EEG که اختلال موضعي يا يکطرفه را نشان ميدهد به نفع ضايعه نسجي مغز ميباشد. آزمايشهاي ديگر مانند اندازه گيري الکتروليت ها، گازهاي خون ، قند خون، تستهاي کبدي، مقدار داروي مخدر خون و کشت خون ميتواند نوع آنسفالوپاتي متابوليک را مشخص کند. بعضي از علائم کلينيکي ميتواند کمک بارزي به تشخيص آنسفالوپاتي کند. مثلا در يک زن مبتلا به سرطان پستان متاستاتيک که جديدا خواب آلوده شده است و از تشنگي ممتد شکايت دارد هيپرکالسمي وجود دارد. هذيان در بيمار مبتلا به اوت سل کارسينوما Oat Cell Carcinoma ريه همراه با آلکالوز متابوليک ميتواند نشانگر ترشح ACTH توسط تومور باشد و بيمار از پرکاري غده فوق کليه Hyperadrenalcorticalism رنج ميبرد. خواب آلودگي همراه با آستريکسيس و ميوکلوني جندکانوني Multifocal در يک بيمار مبتلا به سرطان پروستات يا مثانه شاخص وجود اوروپاتي انسدادي و اورمي ثانويه است. آنسفالوپاتي متابوليک در بيمار مبتلا به سرطانهاي دستگاه گوارش بايد شخص را متوجه متاستاز کبدي و نارسائي کبد کند. طبيب هميشه  بايد متوجه مسموميت توسط داروهاي مخدر در يک بيمار سرطاني درددار باشد، آنسفالوپاتي هاي مربوط به داروهاي مخدر دو گروه علائم دارند:

1-     علائم عمومي در همه اشخاصي که مواد مخدر به ميزان فراواني دريافت ميکنند پديد مي آيد که ابتدا با گيجي مختصر شروع شده و بالاخره به اغماء منجر ميشود. تنفس کند ميشود، مردمک ها کوچک است و درمان با نالوکسان Naloxone بيمار را به حالت عادي بازميگرداند. مسموميت با مقادير معمولي دارو در يک بيمار سرطاني وجود يک اختلال نظير نارسائي کبد را نشان ميدهد که در آن متابوليسم دارو مختل است.

2-     علائم عصبي گروه دوم، فقط در بيماراني که پتيدين دريافت ميکنند ديده ميشود. در اين بيماران هذيان و آشفتگي با ميوکلوني چندکانوني Multifocal Myoclonus و حمله صرع ديده ميشود. اين اختلال بعلت يک متابوليت پتي دين، بنام نورمپريدين Normepridine است و در اشخاصي ديده ميشود که متابوليسم پتي دين در آنها بطور مادرزادي مختل مي باشد.

در تشخيص افتراقي آنسفالوپاتي متابوليک، بيماريهاي عصبي که ضايعه در نسج مغز است و بيماريهاي رواني هردو مطرح ميشود ووقتي تشخيص آنسفالوپاتي متابوليک داده شد، بايد علت آن نيز تشخيص داده شود. معمولا بيماران مبتلا به جنون، گيج نيستند و شناسائي محيط اطراف خود را دارند در صورتيکه بيماران مبتلا به آنسفالوپاتي متابوليک، گيج Confused ميباشند وتوانايي شناسائي محيط Orientation را از دست داده اند و داروهاي ضدجنون Anti- Psychotic بيماران رواني را آرام ميکند ولي بيماران مبتلا به آنسفالوپاتي متابوليک را گيج تر وتوانايي شناسائي محيط اطراف  را براي آنها بدتر ميکند.

شناسائي نوع آنسفالوپاتي متابوليک احتياج به آزمايشهاي لازم و حدس کلينيکي دارد. CT اسکن و EEG نيز ميتواند به تشخيص افتراقي بين متاستاز جنون و آنسفالوپاتي متابوليک کمک کند.

درمان بيماري در واقع  درمان علت بيماري است ولي در همه انواع آن بايد اکسيژناسيون مغز را بهتر کرد يعني مقدار خوني را که به مغز ميرسد با بهتر ساختن بازده قلب و فشار خون مناسب افزايش داد. اگر علت آنسفالوپاتي متابوليک روشن نيست قند خون بايد اندازه گيري شود و حتي پيش از رسيدن جواب، مقداري گلوکز هيپرتونيک به طور وريدي تزريق شود زيرا در صورتيکه هيپوگليسمي  وجود داشته باشد، ضايعات غيرقابل برگشت ميدهد. اختلالات اسيد وباز و الکتروليت بايد تصحيح شود.  اگرعفونت وجود دارد بايد درمان شود و در صورتيکه درجه حرارت بالاست، بايد آنرا به حد طبيعي رساند. داروهاي اضافي که براي حيات بيمار ضرورت فوري ندارد بايد قطع شود.

ديازپام Diazepam   بمقدار 5 ميلي گرم يا بالاتر تشويش بيمار را ميکاهد بيمار هذياني بايد در اطاقي آرام و بدون سر و صدا نگاهداري شود. اطاق بايد همواره روشن باشد حتي در شب. زيرا تاريکي موجب شدت عدم شناسائي محيط ميشود و توهم Hallucination را افزايش ميدهد. هرکار يا عملي که براي بيمار انجام مي گيرد بايد با توضيح کافي براي وي همراه باشد وبه وي قوت قلب داده شود. تصحيح اکسيژناسيون مغز و اختلال الکتروليت اگر هم علت آنسفالوپاتي متابوليک نباشند ميتوانند هذيان را برطرف کنند. قرار دادن بيمار در وضع نشسته که او را ناظر بر عبور و مرور کارکنان بخش و ديگران نمايد کاملا موثر است.