|
اندک
نسيمي از سر
افسوس
چندان که برگ
برگ درختان
را
با سوزناک
زمزمه اي
آشنا مي کند
خاموشي شگرف
ابهام پر
ابهت دريا را
مغشوش کرده
است

ما
چون ماهيان
دريا
بر آبها رها
با ضربه هاي
موج از هم دور
مي شويم
با بازوان
باز
امواج آب را
تسخير مي
کنيم
مغرور مي
شويم
اما اگر
دوباره به
هذيان شود
دچار
درجاي
نيلگون
اي واي
ما ماهيان
دريا
حميد مصدق
|